
نامعلوم
4.80
خیر
پس از اینکه بلا از حمله خونآشامی که جانش را به خطر انداخته بود بهبود مییابد، تصمیم میگیرد تولدش را همراه ادوارد و خانوادهاش جشن بگیرد. اما یک حادثه جزئی در جریان جشن باعث میشود خون بلا ریخته شود، صحنهای که برای خانواده کالن بیش از حد شدید است و آنها تصمیم میگیرند به خاطر بلا و ادوارد شهر فورکس، واشنگتن را ترک کنند. بلا که در ابتدا دلشکسته است، آرامش خود را در زندگی بیباکانه و همچنین دوستی نزدیکتر با جیکوب بلک پیدا میکند. اما خطر به شکلهای مختلف در کمین اوست.

