
سیا در هالیوود| معرفی کتاب
منتشر شده در تاریخ ۱۹ آذر ۱۴۰۴
این مطلب، به معرفی کتابی با عنوان The CIA in Hollywood اختصاص داره.
اسم کامل: How the Agency Shapes Film and Television نوشته ی Tricia Jenkins که یک کار غیر داستانی و پژوهشی هست و به طور جدی و مستند، بررسی میکنه که چطور سازمان CIA در تولید فیلم ها و سریال های هالیوودی نقش داشته و تصویر خودش رو در رسانه ها شکل داده.

این کتاب همچنین سعی کرده موضوع رو از این زاویه نقد کنه که آیا یک نهاد دولتی حق داره تصویر خودش در رسانه ها رو دستکاری کنه یا نه؟
در بخش اول، نویسنده درمورد بازنمایی های سیا در فیلم و تلویزیون صحبت میکنه و این پرسش رو مطرح میکنه که چرا و چطور سیا با هالیوود همکاری میکنه؟
تیترها خیلی روزنامه ای و جالب توجه طراحی شدن و در ادامه از پروژه هایی مثل سریال The Agency و فیلم In the Company of Spies برای گسترش مباحثش استفاده کرده.
عنوان فصل ششم، درمورد افرادی از سازمان سیا هست که این سازمان، علاقه ی کمی به حضورشون در هالیوود داره. این افراد شامل ماموران بازنشسته ی سیا هستن، بخصوص وقتی که قراره به واسطه شون مستندهای داستانی ساخته بشه.
این فصل بررسی میکنه که چرا افسران بازنشسته ی سیاه وقتی وارد صنعت فیلمسازی میشن، بخصوص وقتی در ساخت مستندهای داستانی همکاری میکنن، ممکنه برای خود سیا دردسرساز بشن.
برخلاف همکاری رسمی سیا با فیلمسازها برای کنترل تصویر عمومیش، این مامورهای بازنشسته ممکنه روایت هایی بسازن که واقعی تر، افشاگرانه تر یا حتی متناقض با تصویر رسمی سیا باشن. مستندهای داستانی، ترکیبی از واقعیت و درام هستن و تاثیرشون روی مخاطب، میتونه عمیقتر و خطرناکتر باشه.
این افراد بازنشسته، عملا دیگه تحت کنترل مستقیم سازمان نیستن و تجربه ی واقعی دارن و ممکنه جزئیاتی رو افشا کنن که سیا ترجیح میده پنهان بمونه و با روایت های شخصی خودشون، تصویر رسمی و تبلیغاتی سازمان رو به چالش بکشن.
از دهه ی 1930، نهادهای دولتی آمریکا مثل FBI و وزارت دفاع شروع کردن به استخدام افسرهای ارتباط با نهاد سرگرمی که برای بهبود تصویر عمومی در رسانه ها کار میکردن. این نهادها با فیلمسازها همکاری میکردن تا خودشون رو در قالب قهرمان و شخصیت های اخلاقمدار نشون بدن.
حتی نهادهای بهداشتی هم وارد این بازی شدن و با برنامه های خاصی سعی کردن تا روی تصویری که از سلامتی در سریال ها وجود داره تاثیر بذارن.
با وجود اینکه CIA از سال 1947 وجود داشت، تا اوایل دهه ی 90 هیچ برنامه ی رسمی ای برای همکاری با هالیوود نداشت. اولین افسر رسمی ارتباط با صنعت سرگرمی در سیا، چیس برندون بود که در سال 1996 استخدام شد. با وجود نوپا بودن این همکاری، سیا تونست در شکل دادن محتوای خیلی از کارهای تاثیرگذار سینما نقش داشته باشه.
شان پن و سازمان سیا
شان پن در سال 2015 به طور مخفیانه با قاچاقچی معروف مکزیکی، خواکین ال چاپو گوسمان مصاحبه کرد و بعد از این دیدار، ال چاپو خیلی زود به دست پلیس مکزیک دستگیر شد و همین باعث شد شایعات و تهمت هایی درمورد شان پن درست بشه. یکی از این شایعات این بود که خودش مامور اطلاعاتی هست یا حداقل با پلیس همکاری داشته.
جذابیت این داستان ها از اونجایی میاد که میشه رد پای قانون و سازمان های مخفی وابسته رو در جایی مثل هالیوود جست و جو کرد. اینکه واقعا این سازمان ها چقدر تلاش کردن تا از همچین محیطی برای افزایش نفوذ و قدرت خودشون استفاده کنن؟
شان پن به کمک بازیگر مکزیکی کیت دل کستیو، که خودش قبلا نقش رئیس کارتل رو در یک سریال بازی کرده بود تونست با ال چاپو تماس بگیره. اون ها در یک مکان مخفی در کوه های سیرا مادره با ال چاپو قرار گذاشتن و مصاحبه گرفتن. بعد از انتشار مقاله ی شان پن در رولینگ استون، مقامات مکزیکی گفتن که این دیدار به طور غیر مستقیم، به دستگیری ال چاپو کمک کرده.
بعد از این اتفاقات، شایعات بالا گرفت که آیا شان پن مامور مخفی بوده؟ آیا عمدا ال چاپو رو لو داده؟
واکنش شان پن این بود که همه ی این شایعات رو رد کرد و سعی کرد توضیح بده که هدفش صرفا افشاگری بوده و با پلیس، همکاری نداشته.
اما داستان به همین سادگی تموم نشد و یه مامور سابق سازمان سیا به اسم کوین شیپ، به شکل غیر مستقیم گفت که شان پن مامور سازمان سیا هست.
اون در مصاحبه ای با پادکست کندیس اوونز، در جواب اوونز که گفت: "من مطمئنم شان پن مامور سیاه هست. هیچ مدرکی ندارم، ولی این نظریه ی شخصی منه." صرفا جواب داد: "میتونم تایید کنم که بازیگرایی هستن که مامور سیا هستن. ولی نمی تونم اسم ببرم... نمیخوام برم زندان!"
صرف این جواب هم جذابیت خاص خودشو داره چون میتونه نگاه مخاطب به بازیگرا رو تغییر بده. ما بازیگرایی رو داریم که احتمالا حتی بازیگری رو عشق و شغل اول خودشون نمیدونن و اهداف عجیبی رو دنبال میکنن.
خیلی طبیعیه که سازمان اطلاعاتی یک کشور سعی کنه توی سازوکارها و صنایع مختلف یک کشور نفوذ داشته باشه. به شخصه نمیدونم سیا در آمریکا دقیقا چه وجهه ای داره اما در چشم دنیا، شاید بشه گفت که سازمان خفن و محبوبی هست یا حداقل تونسته به واسطه ی هالیوود، وجهه ی جذابی از خودش نشون بده.
در امریکا تا دهه ی 1990، تصویر عمومی سیا اغلب منفی بود و به عنوان یک سازمان مرموز، بی اخلاق و گاهی قاتل یا دلقک به تصویر کشیده میشد و در این مورد میشه به سریال Get Smart اشاره کرد.
اما از اواسط دهه ی 90، با تاسیس دفتر رسمی ارتباط با هالیوود، این تصویر به تدریج تغییر کرد. فیلم هایی مثل آرگو، Zero Dark Thirty و سریال هایی مثل 24، هوملند و آلیاس، چهره ی قهرمانانه و اخلاق مداری از این سازمان ساختن.
این تغییر تصویر، بخشی از تلاش سازمان برای جذب نیرو، جلب حمایت عمومی و جلوگیری از انتقادهای سیاسی بود.
در چشم دنیا و به واسطه ی همین فیلم ها، سیا در خیلی از کشورها به عنوان یک نهاد قدرتمند، باهوش و جذاب شناخته میشه و حتی وقتی فیلم ها به عملیات های تاریک یا شکنجه ختم میشن، باز هم روایت غالب، تلاش قهرمانانه برای امنیت جهانی جلوه میکنه.
منتقدا عقیده دارن که این تصویر با واقعیت های تاریخی مثل کودتاها، شکنجه ها و عملیات های مخفی در تضاده اما در روایت های هالیوودی، اغلب یا حذف میشه یا با قهرمان سازی خنثی میشه.
همونطور که گفته شد، قبل از دهه 90، تصویر عمومی CIA در رسانه ها و افکار عمومی آمریکا منفی، مرموز و گاهی ترسناک بود و این تصویر، نتیجه ی چند اتفاق مختلف مثل افشاگری های واقعی و شکست هایی بود که این سازمان تجربه کرد.
نقش سیا در کنار زدن دولت های منتخب چند کشور باعث شد در دنیا و داخل آمریکا به عنوان عامل بی ثباتی شناخته بشه. همچنین در این دوره افشاگری هایی درمورد برنامه های مخفی این سازمان منجمله MKUltra صورت گرفت که به این مورد معروف، در قسمت هفتم مجموعه مقالات شارون تیت اشاره شده. آزمایش های غیر انسانی روی شهروندها با LSD و شکنجه ی روانی بدون رضایت، در دهه ی 70 افشا شد.
همچنین شنود داخلی و جاسوسی از شهروندان آمریکایی، از جمله سناریوهایی هست که هنوز گاهی به واسطه اش سعی میشه تا به آمریکا انتقاد بشه. برخلاف قانون، ادعا شده که سیا در دهه های 60 و 70 از فعالان ضد جنگ و جنبش های مدنی، جاسوسی میکرد.
در دهه ی 70، کمیته ی سنای امریکا به ریاست فرانک چرچ که به کمیته ی چرچ معروفه، مجموعه ای از تحقیقات رو منتشر کرد که نشون میداد سیا در ترور رهبران خارجی، شکنجه و عملات های مخفی نقش داشته. این گزارش ها باعث بی اعتمادی عمومی و تصویر تاریک از سازمان شد.
از دهه ی 60 تا 80، سیا عمدتا نقش منفی رو توی فیلمها داشت یعنی به کرار میشد مامورهای بی اخلاق و قاتل های خونسرد رو دید و فیلم هایی ساخته میشدن که سازمان های اطلاعاتی رو به عنوان تهدیدی علیه آزادی فردی نشون میدادن.
در ادامه ی کتاب، درمورد نفوذ رسمی و غیر رسمی سیا صحبت میشه. سیا نه فقط با استودیوها و تهیه کننده ها دیدار کرده بلکه افسرهای بازنشسته هم در تولید فیلم هایی نقش داشتن. یعنی این روایت سازی ها صرفا از بالا اتفاق نمی افته و از درون، افرادی هستن که تجربه ی واقعی خودشون رو در قالب درام، بازسازی میکنن و مشکلی با اشتراک گذاشتن خاطراتشون ندارن.
جمع بندی
کتاب سعی داره توضیح بده که نقش واقعی سیا در صنعت فیلم سازی چی هست؟ و چرا در دهه ی 90 سیاست درهای بسته کنار گذاشته شد؟
نویسنده این اطلاعات رو به کمک تحلیل متون، استفاده از منابع دانشگاهی و روزنامه نگاری و مهم تر از همه به کمک مصاحبه با افسران، مشاوران فنی و تهیه کننده ها و فیلمنامه نویس ها جمع کرده.
یکی از بزرگترین سوتفاهم ها اینه که سیا از رسانه دوری میکنه اما درواقع سازمان به طور فعال در شکل دادن به روایت ها نقش داره و این نقش بعد از حوادث 11 سپتامبر پررنگتر شد.