
سریال الیت، از یک ایده ی تینیجری تا تبدیل شدن به یک اثر آیکانیک
منتشر شده در تاریخ ۱۸ دی ۱۴۰۴
سریال الیت، در ابتدا بسیار مورد طعنه قرار گرفت و انتظار میرفت که سرنوشتش مثل خیلی از کارای اروتیکی بشه که بارها منتشر شدن و صرفا توسط یک طیف خاص، مورد استقبال قرار گرفتن اما الیت به رغم کیفیت فیلمنامه و داستان نه چندان غنیش، تونست حداقل در فصل های ابتدایی، محبوبیت زیادی به دست بیاره.

اسپانیایی ها تا حالا چندین بار ثابت کردن که در مطالعه ی اتمسفر بازار و طراحی ایده های عامه پسند، میتونن بسیار زیرکانه عمل کنن. این مطلب در زمانی نوشته میشه که نتایج مطالعه ی جدیدی درمورد میزان علاقه ی نسل جدید مردم آمریکا نسبت به محتوای اروتیک فیلم و سریال منتشر شده. این آمار معمولا به صورت جانبدارانه پوشش داده میشه و این درحالیه که هنوز بخش زیادی از نسل Z کاملا علاقه مند به محتوای اروتیک هستن یا حداقل مشکلی باهاش ندارن.
اگر به درصدهای این مطالعه دقت کنید، همگی حوالی 50 درصد هستن، یعنی هنوز نیمی از جامعه ی آماری، با محتوای اروتیک مشکلی ندارن.
وقتی 59.7 درصد ترجیح میدن روابط دوستانه ببینن، یعنی هنوز 40.3 درصد مشکلی با روابط عاشقانه یا اروتیک ندارن. وقتی 48.4درصد از صحنه های جنسی خسته شدن، یعنی 51.6 درصد هنوز یا مشکلی ندارن یا حتی استقبال میکنن. این یعنی جامعه ی آماری به دو بخش تقریبا مساوی تقسیم میشه. یکی بخشی که دنبال روایت های انسانی تر و غیر جنسیه و بخشی که هنوز با محتوای اروتیک، ارتباط برقرار میکنه.
محتوایی که سریال الیت ازش استفاده کرد، حتی اگر الان دیگه محبوبیت خاصی نداشته باشه، در زمان خودش تونست به موفقیت خوبی برسه و تاثیر اجتماعی این پدیده، موضوعی هست که میتونه سوالات زیادی رو ایجاد کنه. چی درون این داستان به ظاهر ساده، بسیار ناشیانه و سطحی نگرانه وجود داره که به چشم نمیاد و برای درکش لازمه به طور غیر مستقیم به سناریو نگاه کرد؟ آیا این سریال صرفا با تکیه به محبوبیت افکار لیبرالیستی تونست به همچین محبوبیتی برسه یا صحبت از نوعی نیاز روانی هست که توسط یک سناریوی خیالپردازانه برطرف میشه؟ انتقادات جدی به طبقه ی ثروتمند، مفهوم کنترل، میل شدید به انواع آزادی و روابط جنسی خارج از چارچوب های سنتی، وام گرفتن از ایدئولوژی های مدرن، آیا اینها چیزی هستن که سریال الیت رو جذاب جلوه میدن؟ فکر میکنم که همگی بخشی از دلیل محبوبیت هستن اما توصیف کننده ی تمام عوامل اصلی نیست.

ما در عین احساس آزادی، علاقه داریم که به یک گروه یا مفهوم خاص، احساس تعلق داشته باشیم و این موضوعیه که در این سریال، تا حد زیادی جواب داده میشه. یعنی همیشه افرادی هستن که برای افزایش امنیت، جمع کردن گندکاری ها و خسارت هایی که به وجود میاد، حاضرن تلاش کنن و قوانین جامعه، در بسیاری از مواقع از شخصیت ها مراقبت میکنه. با این وجود، بچه ها به ایجاد هرج و مرج و خرابکاری ادامه میدن و هر چه بیشتر جلو میریم، سطح بی مسئولیتی، پنهان کاری و کارهای جنون آمیزشون بیشتر هم میشه. انگار که توی یک دور باطل از رفتارهای خارج از چارچوب و منطق میوفتیم که صرفا طبقه ی خاصی از جامعه میتونن بهاش رو پرداخت کنن. این سریال، به رغم نقد طبقه ی ثروتمند و رفاه موروثی، دقیقا از خود مزیت ثروت بدون مشقت، برای گسترش داستان و افزایش هیجان استفاده میکنن.
درواقع با وجود اینکه توی این سریال، به کرار به نقد طبقه ی ثروتمند و اشرافی پرداخته میشه اما درنهایت، نمیتونه دست از رویافروشی برداره و حسرت زندگی در یک خانواده ی اشرافی یا ثروتمند رو ایجاد میکنه چون همین شخصیت های بی مسئولیت و ثروتمند هستن که میتونن اشتباهات مرگ آسایی انجام بدن و از زیر بار عواقب کاری که انجام دادن فرار کنن.
قهرمان های این داستان، به خودی خود کار چندان تحسین برانگیزی انجام نمیدن، اونها صرفا در محیطی هستن که بیش از حد بی مسئولیت و نابهنجاره و برای همین، کوچکترین ابزار احساسات خالصانه یا فداکاری، میتونه مورد تحسین قرار بگیره. بسیاری از کارهای بد و دروغ ها هم به راحتی فراموش میشه چون نمیتونه به فردی که ثروت زیادی داره، آسیب خاصی بزنه. قهرمان سازی در این سریال، الگوی بسیار بدوی ای داره و فارغ از اتمسفر این سریال، نه تنها یک عمل قهرمانانه به حساب نمیاد بلکه حاصل ناپختگی و بی فکری جلوه میکنه. قهرمان جلوه کردن در همچین مدرسه ای، خیلی ساده به نظر میرسه و این به نوبه ی خودش میتونه برای مخاطبی که سطح همدلی پایینی داره، جالب جلوه کنه. برای قهرمان بودن، نیاز به رفتن راه دوری نیست، فقط لازمه توی یه مدرسه با آدم های بی مسئولیت بود.

الیت بیشتر شبیه نوعی سرنخه. یه سرنخ که از تاریکی اومد و افرادی که به این نوع محتوا یک نگاه تحقیر آمیز داشتن رو سرزنش کرد. درواقع شاید همین نسل زد هست که اتمسفر آینده ی سینما و تلویزیون رو تعیین میکنه. این محتوای درخواستی نیست که تغییر میکنه، شاید اینطور به نظر بیاد که حالا لیبرال ها در حال حکمفرمایی بر معنا و مفهوم سینما و تلویزیون هستن اما به لحاظ اخلاقی، به سختی میشه گفت که سلیقه ها تغییر کرده. سریال الیت هم به لحاظ اخلاقی تغییر نکرده بلکه الگوی زندگی ایده آل نسل جدید رو تثبیت کرده و همین هم این سریال رو تبدیل به یک اثر آیکانیک کرده.
تغییر ایدپولوژی حاکم بر سینما و تلویزیون به معنی تغییر اخلاقیات نیست. به راحتی نمیشه گفت که سطح اخلاقیات جامعه نسبت به گذشته، بهتر یا بدتر شده. ایدئولوژی ها عموما صرفا بر روی کاغذ، رویای بهبود اخلاقیات رو میفروشن اما اخلاقیات جامعه، بیش از اینکه یک مبحث ایدپولوژیک یا سیاسی باشه، یک مبحث روانشناختی هست.
البت، در خدمت ایدئولوژی هست نه بهبود یا افول بخشیدن به اخلاقیات جامعه. در این سریال، نقدهای اخلاقی بعضا منطقی ای انجام میشه اما اتمسفر غالب، لزوما به سمت ایده های بهینه تر نمیره.
اخلاقیات، میتونن تصویری از مهارت های روانی باشن و یکی از پدیده های ملموس در این سریال، عدم بهبود مهارت های روانی شخصیت هاست. اونها همیشه اشتباه میکنن و خروجشون از سریال، معمولا زمانی اتفاق میوفته که کسل کننده شدن و دیگه نمیتونن به جذابیت داستان کمک کنن. ورود شخصیت های جدید هم جهت جذابیت بخشیدن به داستان اتفاق میوفته و لزوما کمکی به رشد شخصیت های قدیمی و به سرانجام رسیدن داستان هاشون نمیکنن.
سریال الیت بیشتر از اینکه بستری برای رشد اخلاقی شخصیت ها باشه، به تثبیت یک اتمسفر خاص کمک میکنه. اتمسفری که در اون، اشتباهات تکرار میش، اما هدف، یاد گرفتن نیست بلکه به بازتولید هیجان کمک میکنه. این یعنی اخلاقیات نه به عنوان مسیر رشد، بلکه به عنوان ابزار دراماتیک مصرف میشن.
شخصیت ها در الیت، بیشتر حکم موتیف های نمایشی رو دارن و لزوما یک سوژه ی روانی نیستن. زمانی که نتونن به جذابیت داستان کمک کنن حذف میشن و عملا کارکرد نمایشی خودشون رو از دست میدن. این نشونه ای از غیاب روانشناسی در روایت هست.
سریال الیت، محتواش لزوما مناسب زیر 18 سال نیست اما اتفاقا درمورد افراد زیر سن قانونی هست و بیشتر هم افراد زیر سن قانونی جذبش میشن. دواقع نمونه ای از تناقضی هست که به کرار میشه در محتوای سرگرم کننده دید. داستان درمورد نوجوون هاست ولی محتواش پر از خشونت، روابط جنسی، مواد مخدر و درام های پیچیده ی اجتماعیه. در زمان تحریر این مطلب، فصل هشتم این سریال هم منتشر شده و فصل آخر هم مثل همیشه پر از قتل، رسوایی و افشاگری های جنجالی بود.
الیت مسیر تحول عجیب و نمادینی رو طی کرد. از یک درام نوجوانانه ی اسپانیایی به یک کار جهانی با تاثیر فرهنگی تبدیل شد؛ در ادامه، این سریال، مرزهای ژانر رو شکست و به آینه ی فرهنگی برای نسل بحران زده تبدیل شد.
فضای سریال، تا حد زیادی الهام گرفته از کارهای آمریکایی مثل Riverdale و Gossip Girl هست اما لحن به مراتب اروپایی تری داره و شخصیت هایی با تنوع قومی، جنسی و طبقاتی رو مورد استفاده قرار داده.
بحران در این سریال، به مثابه جذابیت به کار گرفته شده. نوجوان هایی که درگیر قتل، خیانت و مواد مخدر هستن اما هنوز جذاب و پرزرق و برقن. مخاطب نوجوان، با وجود هشدارهای سنی، جذب همین بحران ها میشه و الیت، تبدیل به فضای تخلیه ی روانی برای نسلی شده که خودش هم درگیر بحران های مشابه هست.
شخصیت های اصلی اغلب زیر 18 سال هستن اما سریال پر از صحنه های جنسی صریح و اغواگره و منتقدا عقیده دارن این باعث عادی سازی روابط جنسی پرخطر در سنین پایین میشه و مرز بین بلوغ و بزرگسالی رو مخدوش میکنه.
عادی سازی خشونت و بی اخلاقی به کرار اتفاق می افته. قتل، خیانت و سواستفاده از قدرت به طور مکرر نشون داده میشه، بدون اینکه پیامدهای واقعی یا اخلاقی خاصی داشته باشه. شخصیت ها اغلب بدون پشیمونی یا مجازات، از کارهایی که انجام دادن فرار میکنن که باعث ضعیف شدن حس مسئولیت پذیری در روایت میشه.
توی این سریال، روابط پرخطر، سواستفاده های عاطفی و مثلث های عشقی پیچیده، اغلب به عنوان هیجان انگیز یا رمانتیک نمایش داده میشن و این باعث شده بعضی از منتقدا بگن که سریال، روابط سمی رو زیبا جلوه میده و الگوی غلطی برای نوجوونا میسازه.
برخلاف سریال هایی مثل Skins یا یوفوریا که سعی میکنن بحران ها رو با عمق روانشناختی تری بررسی کنن، الیت بیشتر به جذابیت ظاهری و درست کردن شوک و هیجان تکیه میکنه و خیلیا عقیده دارن که سریال از بحران ها برای سرگرمی استفاده میکنه.
جالبه که الیت، بیشتر زیر سایه ی برندهای لیبرالیستی موجه بودن خودشو حفظ میکنه، مثل حمایت از همجنس گراها و فمینیسم و آزادی مدنی یا افکار ضد اشرافیت ولی زیر پوست این وجهه، از هر روش اخلاقی و غیر اخلاقی ای برای تجاری کردن سریال استفاده میشه.
جمع بندی
مدرسه ی لاس انسیناس نماد اشرافیته و سریال ظاهرا نقدش میکنه اما درعمل، زیبایی شناسی اشرافی، لباس های لوکس، مهمونی های مجلل و روابط قدرت محور، همون چیزی هست که برای جذب مخاطب به کار میره و نقد اشرافیت، تبدیل میشه به فانتزی اشرافیت برای طبقه ی متوسط که مخاطب بالقوه ی این سریال هستن.
شاید بشه گفت که الیت نماینده ی لیبرالیسم تصویری یا لیبرالیسم مصرفی هست و آزادی، تنوع و نقد اجتماعی رو به عناصر تزئینی برای فروش تبدیل میکنه و بیشتر از اینکه پیام آور تحول باشه، آینه ی بحران های نسل تماشاگری هست که بین میل به آزادی و میل به اغوا، گرفتار شدن.