برای دریافت ناتیفیکیشنهای مربوط به آخرین فیلمها و آپدیتهای جدید آنها، کافی است دسترسی به اطلاعیهها رو فعال کنی. اینطوری همیشه از جدیدترین تغییرات باخبر میمونی!

معرفی و بررسی فیلم Fast Charlie 2023
منتشر شده در تاریخ ۲۰ آبان ۱۴۰۴
0 بازدید
چارلی یه مرد به قولا هندسامه که ظاهر و وجناتش برای اینکه عضو یه تیم مافیایی باشه زیادی موجهه. این فیلم، مدتی دم دستم بود؛ اما اونچه که از خلاصه و پوستر و امتیاز فیلم میدیدم، راغبم نمیکرد که برم سراغش.
ولی از دیدنش لذت بردم و نسبت به ایدهی سادهاش، شخصیتپردازی، اتمسفرسازی و دیالوگپردازی جالبی داره.

نقش اصلی، یه مرد میانساله که موهاش حسابی داره سفید میشه و بدش هم نمیاد که دورهی بازنشستگیشو شروع کنه. ترکیب نامتجانس شخصیت ظرافتدوست و شغل بسیار خشنش، سوررئالترین چیزیه که میشه توی این فیلم دید.
در واقع بعید میدونم که هیچ آدمکشی در دنیای واقعی، بتونه مثل چارلی، خوشقلب و متین باشه و این مهمترین ایرادیه که میشه به فیلم گرفت؛ اما باز هم داستانش از کشش خوبی برخورداره و شخصیتا، یه جور طنز تلخ و جنون آمریکایی رو به نمایش میذارن.
چارلی از رئیس گروه مافیاییشون مراقبت میکنه، جوری که انگار پدرشه؛ آشپزی میکنه و ظاهرا دستپخت خوبی هم داره، عوارض قتلو پاک میکنه و به مناسبت تولد رئیس مافیا هم زیردستا رو جمع میکنه و به رئیس مافیا کمک میکنن تا شمعا رو فوت کنه.
آدم بدهی ماجرا هم سیاهپوسته و خوشبختانه خبری از فازای افراطی ضد نژادپرستی و فمنیستی نیست. البته نباید فراموش کنیم که خوده چارلی هم آدم بده است ولی نویسنده اونو کاملا تطهیر کرده.

نقش چارلی رو پیرس برازنان بازی میکنه. اون حین انجام کارای روزمره و گفتن دیالوگهای به ظاهر عادی، کاملا حس یه مرد که داره کسالتو تجربه میکنه و منتظر یه تغییر هست رو به بیننده منتقل میکنه. اون تحسین برانگیزترین تکهی این فیلمه که دورهی تحول چارلی و خواستههای قلبی واقعیشو آشکار میکنه.
هشدار: ادامهی این مطلب میتونه بخشهایی از محتوای این فیلم رو لو بده.
مورد بحثترین اتفاق درون این فیلم، شیوهی بازی خوده پیرس برازنان هست. اون به عنوان بازیگری شناخته شده که بلده چجور نقشای مختلفی که بهش سپرده میشه رو از آب در بیاره و با بینندهی خودش ارتباط بگیره. این تعهد بازیگر به حرفهاش رو نشون میده. بازیگری که بیشتر از بازیگری، به دنبال نشون دادن بخشی از شخصیت و وجنات خودش باشه، بیشتر شبیه یه فرد خودنماست که دنبال یه سکوی دیگه برای معرفی خودش میگرده و این اصرارش، باعث میشه تا تنوع بازیهاش هم کاهش پیدا کنه.
بازیگر زن این فیلم، مورنا باکارین در نقش مارسی، در ابتدا به سختی این حسو بهم داد که قراره با چارلی بریزن رو هم. چون به نظرم مارسی خیلی جوونتذ از چارلی به نظر میرسه و خیلی بعید میدونستم که چارلی شخصیت رمانتیکی داشته باشه و بخواد یه زندگی مشترکو با این زن، شروع کنه.
رابطهشون واقعا تند پیش نرفت و ذره ذره، احساسات درونیشون رو آشکار کردن. مخصوصا چارلی، تا وقتی که درگیر قضیهی انتقام بود، زیاد احساسات مارسی رو تحریک نکرد چون این احتمالو در نظر گرفت که ممکنه بمیره.
سوالی که دوست داشتم از خودم بپرسم و چارلی هم در جریان این فیلم، جوابی بهش نداد این بود که از چیه مارسی خوشش اومد؟ چارلی با کنجکاوی در مورد شغل عجیب مارسی ازش پرسید و به حرفاش گوش داد و دوست داشتم بدونم که توی ذهنش به چی فکر میکنه؟

شخصیت مارسی، قوی و خونسرد به نظر میرسه و میشه همون بدبینیهای چارلی رو درونش دید. رابطهی قبلی مارسی خوب پیش نرفته و شوهر و مادرشوهر خودخواهی داشته. تنهایی سیر کرده و یاد گرفته که مشکلاتشو به تنهایی حل کنه. تا وقتی که براش ثابت نشد که چارلی بهش احساسات بشر دوستانهای داره هم رابطه شو باهاش شروع نکرد و فاصلهشو حفظ کرد.
چارلی احساسات خودشو با کارایی که برای مارسی کرد به اثبات رسوند و واقعا نیازی پیدا نشد که هزارتا حرف رمانتیک سر هم کنه و فیلم بازی کنه. اون به خاطر نجات مارسی، تا جایی رفت که ممکن بود خودشم بلایی سرش بیاد.
جمعبندی
یه موضوعی که وجه تفاوت ما با کامپیوتر و هوش مصنوعی رو نشون میده، همین حس نیازی هست که درونمون وجود داره. چارلی میبینه که رئیسش با این همه قدرت و شوکت، چطور به فصلهای پایانی خودش رسیده، میبینه که چقدر نیاز داره که بهش کمک بشه.
اون داوطلبانه هوای رئیسشو داره و میشه حدس زد که همین موضوع هم سطح همدلیشو افزایش داده و به دنبال تجاربی فراتر از قتل و مافیابازیه.