
تاثیر ایدئولوژی و جهتگیری سیاسی در زندگی چهرههای هالیوودی
منتشر شده در تاریخ ۲۱ بهمن ۱۴۰۴
عضویت سیاسی برای سلبریتی های آمریکا، صرفا یک انتخاب شخصی نیست و میتونه تبدیل به یک حرکت رسانه ای، فرهنگی و بعضا اقتصادی بشه.
عضویت در یک حزب سیاسی میتونه به سلبریتی کمک کنه تا تصویر مشخص تری از خودش در ذهن مخاطب بسازه و چه به عنوان یک فرد محافظه کار، مترقی یا مستقل، این تصویر در فضای رسانه ای آمریکا، گاهی از خود آثار هنری هم تاثیرگذارتره.

این روزها شاید جنجالی ترین مورد، مربوط به سیدنی سویینی باشه که چند اتفاق در چندین ماه متوالی، هنوز هم اونو در صدر اخبار نگه داشته. بعضیا میگن که عضویت سیدنی در حزب جمهوری خواه از سال 2024 ثبت شده و پیشتر هم عکس هایی از مهمانی خانوادگیش منتشر شده که مهمان ها کلاه MAGA پوشیده بودن. برای همین درنظر بعضی ها این انتخاب سیاسیش ریشه در خانواده یا محل زندگیش داره و لزوما یک تصمیم رسانه ای نیست.
تبلیغ جنجالی سیدنی برای برند American Eagle با شعار Sydney Sweeney has great jeans باعث شد بعضی از منتقدها، این کمپین رو به مفاهیم نژادپرستانه و نظریه های ژنتیکی ربط بدن.
وقتی مشخص شد که عضو حزب جمهوری خواه هست، این جنجال بیشتر هم شد چون بعضی ها این عضویت رو با محتوای تبلیغ، مرتبط دونستن و اون رو نشونه ای از گرایش های محافظه کارانه یا حتی نژادپرستانه تعبیر کردن.
عده ای ازش دفاع کردن و گفتن این حملات بخشی از کنسل کالچر هست و حتی ترامپ هم ازش حمایت کرد.
اگر بخوایم این قضیه رو روشنتر بررسی کنیم، عضویت در یک حزب میتونه واقعا اونقدر مزیت داشته باشه که عواقب منفیش، نادیده گرفته بشه.
جورج کلونی، با حمایت فعال از حزب دموکرات و روابط نزدیک با چهره هایی مثل باراک اوباما تونست پروژه های سینمایی مستقل و سیاسیش رو با حمایت های مالی و رسانه ای قوی تر پیش ببره.
آرنولد شوارتزنگر، با عضویت در حزب جمهوریخواه، نه تنها فرماندار کالیفرنیا شد بلکه بعدها تونست در حوزه ی محیط زیست و انرژی، پروژه های بین المللی راه بندازه.
اپرا وینفری با حمایت از اوباما تونست در سال 2008، نه تنها تاثیر مستقیمی روی رای دهنده های سیاه پوست و جوان بذاره بلکه جایگاهش به عنوان یک چهره ی فرهنگی و سیاسی هم تثبیت شد. طبق گزارش، 60درصد آمریکایی ها عقیده داشتن حمایت اپرا به اوباما کمک کرده.
تیلور سوییفت با حمایت از کامالا هریس در انتخابات 2024 باعث شد ظرف 24 ساعت، بیش از 340هزار نفر از طریق لینکی که خودش منتشر کرده بود، وارد سایت ثبت رای بشن و این یعنی اینکه بده بستون بین سلبریتی ها و سیاستمدارها، به شکل ملموسی برای هر دو طرف سود داره.
در آمریکا هرچند سیستم سیاسی عمدتا تحت سلطه ی دو حزب اصلی هست ولی احزاب سوم یا مستقل هم نقش مهمی در شکل دادن به گفتمان سیاسی دارن و معمولا در سطح محلی یا ایالتی فعالیت میکنن و بعضی هاشون در سطح ملی هم به شهرت خوبی رسیدن.
بزرگترین حزب سوم به لحاظ تعداد رای دهنده، حزب Libertarian هست که آزادی خواه، ضد دولت بزرگ و طرفدار بازار آزاد به حساب میاد و در انتخابات ریاست جمهوری 2016 تونست بیشتر از 4 میلیون رای به دست بیاره.
نکته ی جالب پیش از ادامه ی بحث اینه که حزب کارگر در بریتانیا یکی از دو حزب اصلیه ولی در امریکا، حزب کارگر هیچ وقت نتونسته به جایگاه ملی قدرتمندی برسه.
سود بردن از احزاب
بیشتر چهره های لیبرترین، برخلاف ستاره های دموکرات یا جمهوری خواه، معمولا در حاشیه ی رسانه قرار دارن ولی این به معنی این نیست که سود خاصی نمیبرن. فقط نوع سودشون فرق داره و حمایتشون بیشتر باعث ایجاد نوعی هویت و نفوذ میشه. به طور مثال، Vince Vaughn به عنوان یک بازیگر، با حمایت علنی از Ron Paul و حضور در رویدادهای لیبرترین، تونست جایگاه خاصی در بین مخاطب های محافظه کار و آزادی خواه به دست بیاره و حتی میزبان خانواده ی ران پل در مراسم های خصوصی خودش بود.
کشتی گیر سابق به اسم گلن جیکوب یا Kane با گرایش های لیبرترین، حالا شهردار یکی از شهرهای ایالت تنسی شده و در رسانه های لیبرترین، فعالانه مینویسه.
سیاسی و ایدئولوژیک کردن مردم یک جامعه، بخصوص افرادی که قدرت و ثروت خوبی دارن، بیشتر از اینکه برای اون اشخاص مزیت داشته باشه، به نفع منافع حذبی هست. وقتی یک فرد ثروتمند یا مشهور به طور علنی از یک حزب حمایت میکنه، اون حزب میتونه از جهره ی اون فرد برای جلب اعتماد عمومی استفاده کنه، حتی اگر اون فرد هیچ نقش اجرایی یا فکری در حزب نداشته باشه.
حضور چهره های قدرتمند در کنار یک حزب باعث میشه که اون گروه در چشم مردم، قابل اعتماد یا معتبر به نظر برسه و این مشروعیت، گاهی از خود برنامه های سیاسی هم تاثیرگذارتر هست.
افراد ثروتمند می تونن منابع مالی، رسانه ای و شبکه های ارتباطی خودشون رو در اختیار حزب قرار بدن. این کمک ها اغلب بدون چشمداشت مستقیم انجام میشن ولی در عمل، به تقویت ساختار حزبی کمک میکنن. وقتی چهره های معروف وارد فضای سیاسی میشن، روایت های حزبی از طریقشون در رسانه ها و شبکه های اجتماعی پخش میشه و این یعنی حزب میتونه افکار عمومی رو از طریق چهره های محبوب، بیش از پیش تقویت کنه.
گاهی این افراد به جای سود، با رنج قضاوت عمومی، لغو فرهنگی یا از دست دادن مخاطب رو به رو میشن. درمواردی، این افراد تبدیل به ابزار مصرف شده ی تبلیغاتی میشن تا وقتی که دیگه به درد حزب نخورن.
طبق داده های رسمی، از سال 1992 تا 2024، حزب دموکرات در 7 مورد از 9 مورد انتخابات ریاست جمهوری، برنده ی رای مردمی شد اما به خاطر سیستم الکترال کالج، جمهوری خواهان د 4 مورد از همین 9 انتخابات، ریاست جمهوری رو به دست آوردن یعنی رای مردمی کمتری داشتن.
در قرن بیستم، دموکرات ها در دوران رکود بزرگ و جنگ جهانی دوم، قدرت زیادی داشتن یعنی در دوره ی فرانکلین روزولت و ترومن. جمهوری خواهان در دهه های 1980 و اوایل 200، با چهره هایی مثل ریگان و بوش ها، نفوذ گسترده ای در سیاست خارجی و اقتصادی به دست آوردن.
در کنگره، قدرت بین دو حزب، بارها جابجا شده ولی جمهوری خواهان در دهه های اخیر، کنترل بیشتری بر مجلس نمایندگان پیدا کردن.
در فضای رسانه ای، دموکرات ها معمولا در هالیوود و دانشگاه ها محبوب تر هستن. محبوبیت همیشه به قدرت تبدیل نمیشه و قدرت هم لزوما همیشه از محبوبیت نمیاد.
جمع بندی
عضویت در حزب های بزرگ مثل جمهوری خواه یا دموکرات، میتونه درهای ارتباطی با سیاست مدارها، سرمایه گذارها و رسانه های خاص رو باز کنه. این برای پروژه های سینمایی، برندینگ شخصی یا حتی راه اندازی کمپین های اجتماعی هم مفیده. بعضی وقتا سلبریتی ها با اعلام عضویت، عمدا واکنش مخاطب رو تحریک میکنن و این کار میتونه برای جلب توجه یا درست کردن بحث باشه. این کار میتونه باعث افزایش دیده شدن، فروش کارها یا حتی جذب مخاطب جدید بشه.