
نقد و بررسی فیلم Locked 2025
منتشر شده در تاریخ ۱۶ بهمن ۱۴۰۴
فیلم Locked در ابتدا چندان امیدوار کننده نبود ولی به نظر میرسه یک فیلم سه پرده ای استاندارده و توی پرده ی آخر، تونست آبروداری کنه.
این فیلم از یک موقعیت محدود شروع میشه و به ظاهر ساده است اما ساختارش رو براساس الگوی کلاسیک سه پرده ای پیش میبره. در پرده ی اول، معرفی شخصیت ها در فضای بسته اتفاق می افته و موقعیت اصلی ایجاد میشه. این بخش شاید کمی کند یا ناامید کننده باشه چون بیشتر روی زمینه چینی تمرکز کرده.

در پرده ی دوم، تنش ها بیشتر میشن، شخصیت ها درگیر میشن و خطر یا راز اصلی پررنگ تر میشه. اینجا فیلم تلاش میکنه ریتم رو نگه داره.
در پرده ی سوم، گره ها باز میشن و فیلم میتونه پایان قابل قبولی ارائه بده، بدون اینکه سقوط کنه یا بی منطق بشه.
چیزی که به چشم میاد اینه که فیلم بیشتر از اینکه بخواد نوآور باشه، سعی کرده یک اجرای استاندارد و کلاسیک از ساختار سه پرده ای ارائه بده و باعث میشه پایانش رضایت بخش باشه، حتی اگر در ابتدا، چندان پرکشش جلوه نکنه.
منتقدهای حرفه ای RogerEbert بازی اسکارگارد رو نقطه قوت فیلم دونستن و عقیده دارن که تونسته از نقش های تاریک قبلی به یک اجرای پرتنش تک نفره تغییر کنه. با این وجود، فیلم در همون ایده ی اولیه گیر میکنه و به جای گسترش تم ها، صحنه های شکنجه و تکرار رو ارائه میده.
پایان فیلم غیر رضایت بخش توصیف شده و مضمون کلیش رو سطحی ترین شکل ممکن یعنی "ثروتمندها دیوونه هستن" خلاصه شده. یعنی دقیقا برعکس بازخوردی که در ابتدا داشتم و قراره درادامه درموردش صحبت کنم.
به شخصه از فیلم راضی بودم. فیلمبرداری، خلاقیت های خوبی داشت و چارچوب های لغزان و کوتاهی از جزئیات جالب رو نمایش میداد. اتفاقا بازی اسکارگارد رو دوست نداشتم و اگر کسی بود که میتونست نقش رو واقعی تر جلوه بده، فیلم رو مستقل تر و تاثیرگذارتر میکرد. پرده ی سوم لازمه اوج بگیره و اون کار با اضافه کردن بازی خیلی خوب هاپکینز انجام میشه.

انگیزه ی هاپکینز هم توجیه پذیره. هرچند از پس زمینه ی شخصیتش به عنوان فردی که زمانی نقش یک سایکو رو بازی کرده استفاده شده ولی در این داستان، اون انتقادات زیادی مطرح میکنه. با قربانی وارد بحثای سیاسی میشن و همچنین سرطان داره و کلی پول که نمیدونه چجوری خرج کنه.
صحنه های شکنجه، اتفاقا به نظرم زیاد جالب و تاثیرگذار نبودن و کسی که میاد همچین ماشین و تله ای رو درست میکنه، انتظار میره که بیشتر از اینها از رنج دادن طعمه اش بتونه کسب لذت کنه. میتونست بعد از اینکه قربانیش دوربین ها رو خراب کرد، بیهوشش کنه و دوباره دوربین ها رو نصب کنه و دست و پای قربانی رو ببنده.
با توجه به انگیزه هایی که مطرح میکنه هم اتفاقا این حرکت سادیستی، بسیار منطقی و توجیه پذیر میشه.
هاپکینز در اینجا یه شخصیتی هست که خودشو قربانی ناامنی میدونه و متوجه شده که هرچقدر هم تلاش کنه، لزوما نمی تونه امنیت خودشو حفظ کنه. جواب های قربانی هم حتی تا لحظات آخر، خودخواهانه و ناشی از بی مسئولیتیه. فقط کسی که سعی کرده باشه منصف و مسئول زندگی کنه میفهمه که ویلن واقعی این فیلم کیه.
درواقع ویلن واقعی داستان نه تنها هیپکینز نیست بلکه قربانیه و این فرد، نماینده ی بی مسئولیتی اجتماعی هست.
من همیشه منتقد این هستم که صحنه های شکنجه و اعمال سادومازوخیستی، بی هدف و صرفا برای کسب لذت به فیلم اضافه بشن اما در اینجا، اتفاقا بسیاری از این موارد، با انگیزه ی مشخصی اضافه شدن. شاید غیر منطقی ترین مورد، زمانی هست که دختربچه مورد تهدید قرار میگیره چون اون موقعیت، میتونه امنیت روانی بچه ی بیگناه رو خدشه دار کنه و اون بچه، شباهتی به بقیه ی افرادی که در این فیلم مورد نفرت قرار میگیرن نداره.
جمع بندی
بازخوردها نسبت به فیلم Locked 2025 عمدتا متوسط تا منفی بوده و منتقدها بازی بیل اسکارگارد رو تحسین کردن اما داستان و پایان فیلم رو ضعیف و تکراری دونستن.
امتیاز IMDb حدود 6 از 10 هست و کاربرها گفت که فیلم ایده ی جالبی داره اما در اجرا، در عین اینکه تنش ایجاد میکنه ولی بار معنایی عمیقی نداره. حضور کوتاه اما تاثیرگذار آنتونی هاپکینز به عنوان مردی که تله رو طراحی کرده، تحسین شده.
منتقدهای راتن تومیتوز، فیلم رو به عنوان تریلر ترسناک بی امان معرفی کردن ولی نقدها گفتن که داستان نمی دونه کجا باید متوقف بشه و بیشتر روی تقابل اسکارگارد و هاپکینز حساب کرده. "این فیلم پر از شوک های هوشمندانه است، حتی اگر دقیقا ندونه داستانش رو کجا پارک کنه."