
نقد و بررسی فیلم Money 2019
منتشر شده در تاریخ ۷ بهمن ۱۴۰۴
فیلم مانی، میتونه به سرعت شما رو یاد کارهایی مثل گرگ وال استریت و فیلم وال استریت 1987 بندازه اما صرفا کپی نیست و سعی کرده یک بازسازی با حال و هوای کره ای داشته باشه.

شخصیت اصلی یعنی جو ایل هیون، مثل جردن بلفورث گرگ وال استریت، از طبقه ی پایین میاد و وارد دنیای بورس میشه، وسوسه میشه و اخلاقش رو قربانی میکنه تا به پول و قدرت برسه.
صحنه هایی که از خوش گذرونی و مهمونی ها نشون داده میشه، بعضا شباهت خیلی زیادی به سبک زندگی افراطی در گرگ وال استریت داره.
اما برخلاف گرگ وال استریت که بیشتر روی فساد سفید تمرکز داره، مانی وارد فضای اکشن و جنایت هم میشه. درواقع دوباره با یه فیلم کره ای دیگه درمورد پول و حسرت طبقاتی رو به رو هستیم. این فیلم به لحاظ فروش و امتیاز، عملکرد متوسطی داشته و در کره ی جنوبی، حدود 25 میلیون دلار فروش داشت و در بازار جهانی، فروشش خیلی محدود بود. منتقدها عموما از بازی شخصیت اصلی تعریف کردن اما داستان رو کلیشه ای و قابل پیش بینی دونستن.
ایل هیون، کارگزار جوان بورس، آرزوی ثروتمند شدن داره اما وقتی اشتباهی بزرگ رو مرتکب میشه، به دست مرد مرموزی به اسم تیکت، وارد دنیای معاملات غیرقانونی میشه. پول، قدرت، آپارتمان های لوکس و زندگی پرزرق و برق به سراغش میان ولی پشت این وضعیت، سایه ی فساد، تهدید و تعقیب قانون، سنگینی میکنه.

به عنوان یک نظرنامحبوب باید بگم که چیزی که درمورد این نوع سناریوها دوست ندارم اینه که چرا خود بورس رو نقد نمیکنن؟ چون این سیستم، به خودی خود مشکلات زیادی داره. خیلی از فیلم ها فساد درون بورس یا رفتارهای غیرقانونی افراد رو نشون میدن اما خود ساختار بورس یعنی منطق سود، رقابت و بی تفاوتی نسبت به زندگی واقعی آدمها، عمدتا نقد نمیشه.
بورس صرفا به عنوان یک سیستم طبیعی معرفی میشه و انگار مثل آب و هواست و ربطی به انتخاب انسان نداره درحالیکه پشتش تصمیم های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی متعددی وجود داره.
سود بیشتر، ریسک کمتر و رشد سریع، باعث میشه که اخلاق در بورس، اغلب حذف بشه، یعنی کسی نمیپرسه که این رشد از کجا میاد، کی آسیب میبینه یا چی قربانی میشه تا یه نفر سود کنه.
فیلم ها اغلب به فرد فاسد میپردازن نه سیستم فاسد و شخصیت هایی مثل تیکت یا گرگ وال استریت، نماد فساد فردی هستن اما ساختاری که این فساد رو ممکن کرده، در سایه باقی میمونه.
انتقاد کردن به بورس چیز عجیبی نیست و اتفاقا تا امروز، نقدهای ساختاری و جدی ای مطرح شدن که عقیده دارن خود بورس، مشکل داره، نه لزوما رفتار افرادی که درونش کار میکنن.
در مقاله ی "سرمایه داری: چه چیزی اشتباه شده؟" از Oxford Review of Economic Policy گفته میشه که مشکل فقط افراد فاسد نیستن، بلکه خود ساختار سرمایه داری و بورس باعث نابرابری، بیکاری و حذف خدمات عمومی شده. نویسنده اشاره میکنه که در فرانسه و آلمان، واژه ی سرمایه داری به چیزی فراتر از بازار اشاره داره و ترکیبی از ثروت، قدرت و حذف رقابت هست.

انتقاداتی که در اینجا مطرح میشه به این معنی نیست که من به عنوان نویسنده ی این مطلب، باهاشون موافق هستم بلکه قصد دارن بگم که سیستم بورس، چیزی نیست که راحت جا افتاده باشه و کسی نسبت بهش انتقاد منفی نداشته باشه.
مقاله ی "مشکل بورس محوری کوتاه مدت چقدر جدی هست؟" از Business Law Today نقدش اینه که تمرکز بورس روی سودهای سریع و کوتاه مدت، باعث شده شرکت ها از بسیاری از مسئولیت های مهم بخصوص مسئولیت اجتماعی فاصله بگیرن. حتی سیاست گذارهای امریکایی هم نگران این هستن که همچین منطقی، اقتصاد رو به سمت بی ثباتی و بی اخلاقی سوق بده.
مقاله ی بازار زشت: چرا سرمایه داری منفور و ترسناک شده؟ از FEE.org به این میپردازه که چرا مردم نه فقط شرکت ها بلکه خود بازار و منطق سود شخصی رو عامل مشکلات اجتماعی میدونن و همه ی مشکلات ازجمله فقر تا بحران های زیست محیطی رو بهش نسبت میدن.
درواقع منتقدا میگن که مشکل صرفا آدم های فاسد نیسن بلکه خود ساختارهایی مثل بورس، باعث میشه نابرابری، فقر و حذف خدمات عمومی زیاد بشه و در بعضی کشورها، سرمایه داری صرفا بازار نیست و تبدیل به ترکیبی از چند عنصر مهم منجمله حذف رقابت سالم شده.
این سیستم مثل یک ساختمان شیشه ای هست که از بیرون شفافه ولی از درون پر از درهای بسته است.
شرکت ها صرفا دنبال خوشحال کردن سهامدار هستن و لزوما به اینکه کارشون چه تاثیر روی آینده میذاره توجه نمیکنن.
جمع بندی
به شخصه مشکلم با این فیلم هم همینه که داستان شخصیت اصلی به نیمچه سرانجامی رسید وگرنه بازار همچنان میتونه درگیر فسادهای مشابه و بعضا شدیدتر بشه چون افرادی پیدا میشن که به خودشون اجازه بدن از خلا های موجود برای انجام کارهای غیرقانونی استفاده کنن و از طیف ثروتمند، انتقام بگیرن.
در این سناریو، فقر نه فقط تصویری از محرومیت بلکه توجیهی برای انتقام گیری میشه. فیلم، ساختار بورس رو نقد نمیکنه، فقط رفتار فردی رو نشون میده و انگار فساد، یک اتفاق شخصیه و لزوما ارتباطی به نحوه ی طراحی سیستم نداره.