
نقد و بررسی مینی سریال Monsieur Spade| موسیو اسپید
منتشر شده در تاریخ ۱۹ آذر ۱۴۰۴
این مطلب به نقد و بررسی مینی سریال موسیو اسپید اختصاص داره و چنانچه هنوز دیدن این سریالو شروع نکردید، به مطلب معرفی سریال موسیو اسپید مراجعه کنید. در جریان نقد این سریال، تمام داستان اسپویل میشه.

فضای فرانسوی این سریال در ترکیب با یه داستان که روند کندی داره و روزمرهی طیفهای مختلفی از یهسری فرانسوی سرخورده رو نشون میده، نویدبخش کار خاصپسندیه که لزوما قرار نیست به ایدهآلهای هالیوودی تن بده. موسیو اسپید نه از طرف منتقدا و نه از طرف مخاطب عمومی، اقبال چندانی نداشته، با این وجود، کلایو اوون مثل اغلب اوقات، یه بازی خیلی خوبو ارائه داده و شخصیت موسیو اسپید رو باورپذیر جلوه داده.
شکوه صحنهی قتل راهبهها در تضاد با پایانبندیای هست که برای این سریال درنظر گرفته شده و این حسو به آدم میده که نویسنده صرفا دوست داشته داستانی رو غربال کنه که چند صحنهی تابوشکنانه و ضد مسیحی رو درون خودش داشته باشه.
توی ژانرای این داستان، اشارهای به کلمهی تخیلی یا فانتزی نمیشه؛ با اینوجود میشه نقطهعطف داستان رو مرتبط با یه موضوع ماورایی دونست که مسبب تمام تراژدیهای درون سریاله. شما زیاد پیش نمیاد که بچهای با قدرتهای ذهنی عجیبوغریب رو مشاهده کنید که مورد توجه سازمانها و افراد دیندار مختلف قرار بگیره. وقتی شما در نهایت مجبور میشید که پیچیدگی یه داستان کاراگاهی رو به چنین پدیدهای پیوند بدید، بیشتر این حسو میده که در طراحی روابط علت و معلولی داستان به مشکل خوردید و توسل به یه پدیدهی ماوراطبیعی، میتونه راه حل سرراستی برای رفع این مشکل باشه. وگرنه چه اتفاقی باید بیوفته که یه روستای ساکت و زندگی کسالتآور یه کارآگاه بازنشسته با جنایت، قتلهای سریالی و خشونت پیوند بخوره؟

داستان، انگار که صرفا نیاز به یه پیچش ماورایی داره تا بهمون دلیلی بده که بتونیم تراژدی زندگی موسیو رو با کسالت کمتری دنبال کنیم و ببینیم که بالاخره راضی میشه دختر خودشو به سرپرستی بگیره و بهچشم یه پدر واقعی بهش نگاه کنه؟
شاید بشه گفت که دلیل امتیازای پایین این سریال هم تاحدی از این موضوع نشات میگیره که اسپید، شخصیت چندان جالبی نداره و شبیه کسیه که خواستههاش محقق شده ولی هنوز با خودش و دنیا در جنگه و طوری زندگی میکنه انگار که میخواد از خودش انتقام بگیره. درحالی که میدونه وضعیت سلامتیش در خطره و کشیدن سیگار، براش خوب نیست، لجبازانه اینقدر به این کار ادامه میده که وضعیتش بحرانیتر میشه و از دکترش اخطار میگیره.
در پایان، بیننده متوجه نمیشه که مناقشههای اطراف پسربچهی اسرارآمیز، تا چه اندازه اجتنابناپذیر بوده؟ این اتفاقات شکل گرفتن تا ما رو سرگرم کنن یا مبارزهای برای پیدا کردن یه کامپیوتر انسانی پیشرفته، میتونه عملا به همچین ماجراهایی ختم بشه؟ اینطوری نیست که آدما دوست نداشته باشن سرگرم بشن اما سرگرم شدن، نیاز به داستان خلاقانهای داره که از نوعی منطق داستانی پیروی کنه. یعنی شما حتی اگه یه پیام بد و ویروسی رو درقالب یه داستان خلاقانه و جالب منتقل کنید، بهراحتی میتونید انتظار داشته باشید که مورد استقبال قرار بگیره.

جمعبندی
داستان موسیو اسپید، خلاقیت کمی داره و نتونسته داستان و دیالوگها و اتفاقات رو بهنفع عناصر کلیدیش طراحی کنه. اونچه که نیازه بیشتر درموردش صحبت بشه، بهراحتی نادیده گرفته میشه و مسائلی که باهاشون آشنایی داریم، بهکرار ظاهر و مرور میشن.
این سریال، ظاهر خوبی داره و بازیهای استانداردی رو ارائه میده اما ضعفهای داستانیش رو نمیشه نادیده گرفت.