
سناریوهای نیمه مکانیکی و مسئولیت گمشدهی نویسنده
منتشر شده در تاریخ ۱۹ آذر ۱۴۰۴
اعتراض هنرمندای هالیوودی به سیاست بالادستی ها درمورد استفاده از هوش مصنوعی، نوعی کنایه درون خودش داره چون تک تک فیلمنامه نویس ها میتونن با درصدهای متنوعی، از هوش مصنوعی برای نوشتن سناریوهای خودشون استفاده کنن ولی با داستانی که به اسم یک هوش مصنوعی منتشر میشه مشکل دارن. یعنی اگر بتونن از نوشته های نیمه مکانیکی خودشون پول دربیارن مشکلی ندارن.

درواقع انگار خیلی از نویسنده ها به این نتیجه رسیدن که در سناریونویسی، نمی تونن با هوش مصنوعی رقابت کنن.
اعتراض و وضع قوانین جدید، به نظر میرسه که تاثیر طولانی مدت چندانی نداره و حتی در کوتاه مدت هم چندان پیامد دندون گیری نداشته چون مثلا یک فیلمساز میتونه فیلمنامه رو از هوش مصنوعی بگیره و به اسم خودش منتشر کنه. نهایتا مقداری هم کار رو ویرایش کنه و بگه من یه کارگردان فیلمنامه نویس هستم و مزیت جدیدی برای خودش بخره.
مشکل این نیست که اصلا چیزی به اسم هوش مصنوعی وجود داره، مشکل اون معیارهایی هست که برای خلق و گسترش یک سناریو مورد استفاده قرار میگیره. هالیوودی که میتونه فیلمنامه ی مکانیکی رو تبدیل به یه فیلم پرفروش کنه، داره داد میزنه که گرسنه ی خلاقیت هست و این چیزیه که نویسنده ها لازمه در مقابلش کمی مسئولیت پذیر باشن.
نویسنده ای که از هوش مصنوعی برای ساختار، دیالوگ یا حتی الهام استفاده میکنه، درواقع داره با یک ابزار کار میکنه. اما وقتی همون ابزار، خودش تبدیل به خالق رسمی اثر بشه، نویسنده دچار بحران هویت میشه چون مرزهای مالکیت، دیگه مثل قبل نیست.
این یعنی مسئله ی اصلی، وجود هوش مصنوعی نیست بلکه معیارهایی هست که برای خلاقیت تعریف شدن.
هالیوود با تواناییش در تبدیل فیلمنامه های مکانیکی به فیلم های پرفروش، صرفا سعی داره سهم بیشتری از بازار رو داشته باشه و لزوما این فرآیند، نشات گرفته از میلشون به قربانی کردن هنرمندا نمیاد. اما دقیقا وقتی صحبت از پول میشه، حتی کسایی که سال ها توی این صنعت کار کردن، شروع میکنن به شرورانه جلوه دادنش درحالی که کافیه کمی از موضع قربانی بودن خارج بشن و دوباره تعریف کنن که خلاقیت یعنی چی؟
جمع بندی
در حال حاضر، خیلی از سناریوهای محبوب، بازسازی یا اقتباس هستن و از کمیک ها، بازی یا حتی فیلم های قدیمی استفاده کردن. خلاقیت در کارهای جدید، بیشتر شامل طراحی صحنه و جلوه های ویژه است و زیاد کار چشمگیری رو نمیشه در زمینه ی روایت یا دیالوگ پیدا کرد.
فکر میکنم که خیلی از نویسنده ها، چندان شفقت به خرج نمیدن و صرفا به فیلمنامه به چشم تجارت نگاه میکنن؛ یه کار سنگین و طاقت فرسا که قراره کمک کنه تا قسط های خودشون رو پرداخت کنن. همچین افرادی از مرزهای خلاقیت جا میمونن و این مدل اعتراض ها، قرار نیست تا همیشه جوابگو باشه و منافع شون رو تامین کنه.