برای دریافت ناتیفیکیشنهای مربوط به آخرین فیلمها و آپدیتهای جدید آنها، کافی است دسترسی به اطلاعیهها رو فعال کنی. اینطوری همیشه از جدیدترین تغییرات باخبر میمونی!

رستگاری در شاوشنک| معرفی برترین فیلم imdb
منتشر شده در تاریخ ۲۲ آبان ۱۴۰۴
0 بازدید
این محتوا، بیشتر به معرفی رستگاری در شاوشنک اختصاص داره و داستان این فیلمو اسپویل نمیکنه.
حتی اگر تلاش کنید که بدون هیچ پیش زمینهی خاصی به سراغ دیدن یه فیلم برید و بعد از دیدنش، یه قضاوت خالصانه داشته باشید، رستگاری در شاوشنک، ممکنه با یه خودنمایی درشت، خودشو توی ذهنتون معرفی کنه. دلیلش برمیگرده به اینکه شاوشنک برای یه دورهی پرثبات و طولانی، جزو کارای برگزیدهی سایتی مثل Imdb هست و در صدر قرار گرفته.

با همچین پیش زمینهای، نقد کردن بیطرفانهی یه فیلم، میتونه کار سختی باشه و با خودت بگی شاید یه چیزی توی این فیلم بوده که من ندیدم ها؟ خیلیا عقیده دارن که شاوشنک لزوما بهترین نیست و میشه فیلمای دیگهای رو مثال زد که خوش ساختتر بودن و داستان بهتر و تاثیرگذارتری داشتن.
دنیای فیلم و سریال، دنیای شلوغ و پرترافیکیه. هر سال، یه عالمه فیلم جدید ساخته میشه که برای دیدن همهشون باید وقت زیادی گذاشت و پیگیر بود. حالا بماند که قبل وارد شدن هر کدوم از ما به دنیای فیلم و سریال، چقدر کارای مختلفی منتشر شده. سینما و سریال، یه صنعت قدرتمند رو پشت سر خودش داره که به طور کلی، بهش میشه گفت کاسبی از رسانه. مزیت فیلم و سریالا اینه که با عنصر هنر، آمیختگی شدیدی دارن و بخصوص سینما، بستر خوبی برای آزمون و خطا و تولید محتواهای زود هضمیه که ایدهی نو و پر ریسکی رو پشت سر خودشون دارن.
فیلم رستگاری در شاوشنک، به تاریخ ما در سال 1373 منتشر شده. یعنی اگر اون زمان به دنبال اومده باشید الان نزدیک 30 سالتون هست. همهی بازیگرای این فیلم، الان برای خودشون ریش و پشمی سفید کردن.

خیلی از تماشاچیای این فیلم، ممکنه از دیدن امتیاز تعجب کنن چون میبینن که فضای این فیلم، چقدر با کارای امروزی متفاوته و نه جلوههای بصری داره و نه از عناصر فانتزی استفاده کرده، نه پسر و دخترای سکسی و جذاب داره و نه اکسسوری و لباسا فشنه.
فیلما لزوما با تعداد بیننده یا میزان فروششون نیست که ماندگار میشن، مهم اینه که چقدر در طول زمان، در موردشون صحبت بشه و مورد نقد قرار بگیرن؛ چقدر بشه تحلیلشون کرد و بشه ازشون الهام گرفت.
بسیاری از محبوبیتها ممکنه تحت تاثیر سیستمای پروپاگاندا به وجود بیان یا توی زمانی منتشر شن که جامعه خواستار یه جور محتوای سفارشیه که بهشون برای نوعی حرکت، انگیزه و دلیل بده. ممکنه محتوای فیلم، طوری طراحی شده باشه که به برخی شعارهای ترند یا سیستمای فکری نوظهور دامن بزنه.
شاوشنک، تونسته توجه منتقدا رو به خودش جلب کنه. بینندههای عادی، با فیلما سرگرم میشن و از کنارشون میگذرن. اونا اقتصاد این صنعت رو رونق میدن اما هنر، برای ماندگار شدن، به چیزی بیشتر از یه بینندهی منفعل یا پول، نیاز داره. هنر نیاز به افرادی داره که تحلیل و نقدش کنن.

این فیلم، تحسین میشه چون یک ترکیب کم نقصه. یعنی شاید خیلی از چیزایی که کنار هم قرار داده، ساده و رایج باشن اما یه هارمونی زیبا دارن و فردی که با داستان همراه میشه رو به نتیجهگیریهای قانعکننده و جالبی میرسونن.
قبل از دیدن این فیلم، تازه داشتم با بازی مورگان فریمن آشنا میشدم. در واقع میدونستم که همچین فردی شهرت داره ولی چندان پیگیرش نبودم و به بازیهاش توجه نمیکردم. یکم قبل از دیدن شاوشنک، یه روز توی یه فیلم دیدمش. اونجا، مورگان فریمن یه نقش کوتاه داشت، شاید در حد سه سکانس. اون زمان حتی مطمئن نبودم که طرف مورگان فریمنه و بینندهی پیگیر فیلم و سریال نبودم. فقط با خودم گفتم: «چقدر خوب بازی میکنه و کاریزما داره، نکنه این همون مورگان فریمن محبوبه؟»
تنها چیزی که راجب مورگان فریمن میدونستم اینه که سیاهپوسته و توی فرهنگ عمومی، از محبوبیت خوبی برخورداره.
رستگاری در شاوشنک، اولین فیلمی بود که از مورگان فریمن دیدم که درونش نقش پررنگی داشت و حسابی بهم این فرصتو داد که هنرش رو ببینم.
جذابیت بازی مورگان فریمن، در نظرم اینطوری بود که میدیدم چقدر جالب و مجذوب کننده است اما در عین حال، نمیتونستم به خوبی توضیح بدم که چی توی بازیشه که اینقدر جالبه.

اون نمیتونه نقش دختر پسرای سکسی رو بازی کنه و چهرهی یه مرد معمولی رو داره، ولی حتی یه نقش کوتاه و معمولی رو طوری بازی میکنه که انگار به طور صد در صد، با نقشش یکی شده.
مورگان فریمن، راوی داستان شاوشنکه و رفیق نقش اصلی به حساب میاد.
این بخش پایانی ممکنه یکم اسپویل داشته باشه، ولی چیز بخصوصی نیست.
یه مشکلی که حین نقد و نظر دادن در مورد فیلمای شاخص وجود داره اینه که اونا مخاطبای متعصب زیادی دارن که همه رو ملزم میدونن تا از یه اثر، تعریف و تمجید کنن. این افراد عموما سختگیری زیادی دارن و فقط دوست دارن که کارای بی نقص و خوبو ببینن و سینما براشون چیزی فراتر از این نیست.
بله، سینما پتانسیلای بیشتری داره. اصلا هدفم برای رفتن به سراغ یکی از فیلمای شاخص، این نبود که ثابت کنم قابل تحسین هست یا ایرادی پیدا کنم و بزنم توی سرش. دوست داشتم که بدونم ناخودآگاه جمعی داره به چی فکر میکنه و چی توی این فیلما بوده که مردمو تحریک کرده تا بهشون امتیازای خوبی رو بدن.
چه در مورد شاوشنک و چه در مورد بسیاری از آثار برتر سینما، میشه حس کرد که ناخودآگاه جمعی، کاراکترای ایدهآلگرا رو میپسنده. ایدهآلگرایی، لزوما به این معنی نیست که شما بهترینها رو انتخاب کنید بلکه به این معنیه که برای رسیدن به اونچه که در سیستمهای باور و ارزش رایج یا پذیرفته شده به دست خودتون، به عنوان ایدهآل شناخته شده، حاضر میشید بهای زیادی رو پرداخت کنید.

ایدهآلگراهای توی این فیلما تحسین میشن چون اغلبشون برندهی ماجرا هم میشن؛ ولی با نگاهی به دنیای واقعی، میتونیم ببینیم که این الگوهای ایدهآلگرایی، تا چه اندازه قادره که حس سرخوردگی و شکست رو ایجاد کنه.
افراد زیادی به خاطر رسیدن به خواستههاشون ریسکای بزرگی میکنن و دردای زیادی میکشن اما لزوما مثل کاراکتر اصلی شاوشنک، به رستگاری نمیرسن.
توجه داشته باشید که اغلب، همین معنای درون فیلمای شاخصه که باعث جلب توجه مخاطبا یا منتقدین شده. شما در صورتی میتونید بگید که یک فیلم پرمخاطب، حتما و قطعا یه فیلم خوب با پیام مثبته که جمعیتی که انتخابش کردن یه جمعیت پیشرو و پیروز باشن و جامعیت قدرتمندی رو درست کرده باشن.
جوامع ما، جوامع همدلی نیستن و هرج و مرج درون دنیای ما، سند این مدعاست؛ به خاطر همین هم باید در مورد سلامت و صحت محتوای فیلمایی که در مورد خوب بودنشون اتفاق نظر بیشتری هست، کمی تردید کرد.
حتی اگر قصد ندارید علنا در مورد احساس واقعی خودتون نسبت به فیلمای شاخص بنویسید، وقتی که توی ذهن خودتون این فیلما رو قضاوت میکنید، از گفتن نظر واقعیتون شرمنده نباشید چون شک کردن، شما رو از یکسره پرتاب شدن به سمت ایدهها و الگوهای فکری ناسالم، در امان نگه میداره.