برای دریافت ناتیفیکیشنهای مربوط به آخرین فیلمها و آپدیتهای جدید آنها، کافی است دسترسی به اطلاعیهها رو فعال کنی. اینطوری همیشه از جدیدترین تغییرات باخبر میمونی!

معرفی و بررسی سریال a wheel of time | چرخ زمان
منتشر شده در تاریخ ۲۲ آبان ۱۴۰۴
0 بازدید
این مطلب به معرفی و بررسی بخشهای ابتدایی سریال چرخ زمان اختصاص داره و بیشتر قصد داره به این سوال جواب بده که آیا این سریال، ارزش دیدن داره؟ هیچ بخش خاصی از داستان، توی این مقاله اسپویل نمیشه.

این سریال، یه مدته که توی وب فارسی هم زیاد به چشم میخوره و چند باری کنجکاو شدم که نگاهی بهش بندازم؛ اما حقیقت اینه که حتی از توی پوسترش هم نکات تو ذوق زنندهای به چشم میخورد و همین باعث شد که زیاد برای شروع کردنش عجله نکنم.
بخشایی از سریالو که به صورت پراکنده دیدم هم بیشتر به حدسیاتم دامن زد. برداشت اولیهم این بود که چرخ زمان، قرار نیست کارگردانی و جلوههای بصری جالبی داشته باشه اما چیزی که وادارم کرد این سریالو ادامه بدم، پتانسیلهای خوده داستان هست.
چرخ زمان، یه داستان حماسی فانتزی داره؛ یه چیزی مثل ارباب حلقهها. اتفاقا بعضی حرفا و شیوههای روایت داستان این سریال هم اتمسفر ارباب حلقهها و باورایی که درونش وجود داشت رو زنده میکنه.
وقتی که یه سریال یا فیلم، تجمع رندوم افراد سیاه پوست، چشم بادومی، سرخپوست و سفید پوست رو توی یه دهکده یا شهر کوچیک نشون میده، خود به خود این حسو بهم میده که این فیلم یا سریاله، قراره شعار زده باشه و دنیایی عاری از فازای نژادپرستی رو نشون بده. این سریال هم همینطوره.

فضاهای فانتزی و شخصیتهای افسانهای با افکار عجیب و غریب، جذابیتی ندارن اگر که در برابر افرادی سطحینگر و غیر کاریزماتیک ظاهر بشن. اینطور داستان پردازیها زیادن اما افرادی که قراره در مقابل هرج و مرج دنیای فانتزی ظاهر بشن و لیاقت خودشون رو نشون بدن، لزوما همیشه کاریزمای کافی رو ندارن و نمیتونن کنجکاوی بیننده رو بیدار کنن.
معرفی شخصیتها در قسمت اول سریال چرخ زمان، یک معرفی نسبتا خوب و کنجکاو کننده است.
زنی با قدرتهای ماورایی به یه دهکده میاد تا دنبال قهرمانای بالقوهی گمشده بگرده. رزاماند پایک که نقش این فرد یعنی Moiraine رو بازی میکنه، مشابه آواتار مورد علاقهی فمنیست شعار زده است. وقتی توی یه اپیزود، یهو چند درگیری کاملا رندوم بین زن و مردها صورت میگیره و توی این درگیریها هم با زنهایی قدرتمند و عجیب رو به رو هستیم که بر حسب اتفاق، خیلیهاشون به مردا غلبه میکنن یا جون یه عده رو نجات میدن، میشه کاملا مطمئن بود که این ساخته، برای افزایش مخاطبم که شده به همچین موضوعاتی چسبیده.

این زن قدرتمند میاد و چهار نفرو انتخاب میکنه. زنی به اسم اگوین و سه پسر به اسمای رند، پرین و مت. هر کدوم از این افراد، تصمیمات و اتفاقاتی رو پشت سر گذاشتن که توی زندگیشون، مثل سایه روشنهایی که قضاوت کردن درموردشون هنوز دشواره، تجلی پیدا کردن. جنگ و اتفاقات پیاپی هم هنوز بهشون فرصت نداده تا بسیاری از این اتفاقات و تصمیمات رو بررسی کنن و شخصیت خودشون رو ارزیابی کنن. مثلا پرین در حین مبارزه با هیولاهایی که به دهکده حمله کردن، ناخواسته زن خودشو کشت. یا اگوین توی تردید و دو دلی رها کردن معشوقش بود تا بتونه حکیم دهکده بشه؛ در حالی که سالها با معشوقش یعنی رند، روزگار گذروندن و قول و قرار داشتن.
این افراد، مشخصا خودشون رو چندان هم لایق برگزیده شدن نمیدونن؛ اما وقتی که میبینن یه زن با قدرتهای ماورایی به سراغشون اومده و میگه وسایلتونو جمع کنید تا بریم و دنیا رو نجات بدیم، حرف خاصی برای گفتن ندارن و سرنوشت خودشون رو میپذیرن.

وقتی اول اپیزود دوم فصل اول، به عنوان معرفی و اولین سکانس یه گروه تاریک، اونا رو با لباسای سفید بلند نشون میدن که از همه نژاد و رنگی هستن و لیدرشون یه فرد سیاه پوسته که یه خوراکی سادومازوخیستی میخوره و یه زنو که دستاش قطع شده رو زنده زنده توی آتش میسوزونه، من با خودم نمیگم که پسر عجب ظهور کاریزماتیک و مخوفیه. با خودم میگم: ببین چقدر فیک و متظاهرانه، یه سیاهپوست که حتی کاریزماتیک هم بازی نمیکنه و جالب دیالوگ نمیگه رو گذاشتن لیدر همچین گروهی و یه سری کار سادیستی رندوم رو کنار هم توی یه سکانس چیدن تا بیننده رو تحت تاثیر قرار بدن! در حالی که هیچ کدوم از این شخصیتا، جذابیت و کششی رو هنوز توی بیننده ایجاد نکردن و دیدن همچین صحنههایی، لزوما آدمو راجب انگیزههای پنهانشون هم کنجکاو نمیکنه؛ بلکه بیشتر این حسو میده که سازندههای این سریال، ممکنه برای بازارپسند شدن و نریختن مخاطباشون، کارای حساب نشدهی زیادی انجام بدن.

جمعبندی
چرخ زمان، بیس داستانی خوبی داره و با همهی نقاط ضعفش، میتونه یه سریال سرگرم کننده باشه. من وجه روانشناختی این سریال رو تحسین میکنم اما در مورد بقیهی مسائلش، مطمئن نیستم که بتونه جاذب باشه و مدت زیادی، بیننده رو به دنبال خودش بکشونه.