
نقد و بررسی فیلم Spider-Man: No Way Home 2021| مرد عنکبوتی: راهی به خانه نیست
منتشر شده در تاریخ ۱۶ آذر ۱۴۰۴
مرد عنکبوتی راهی به خانه نیست، صرفا یه اقتباس از زندگی پیتر پارکر بهحساب نمیاد و یک ایدهی نسبتا پرریسک برای خلق یه داستان پیچیده و آیندهنگرانهتر، از زندگی ابرقهرماناست.

ازجمله شخصیتهایی که توی این فیلم حضور دارن میشه به دکتر استرنج اشاره کرد که در قسمت اول مجموعه فیلمای مرتبط با دکتر استرنج، حسابی تونست خودنمایی کنه اما ایدهی مولتی ورس، لزوما همیشه جواب نداده و بهطور مثال، کار مولتی ورس جنون دکتر استرنج که یه سال بعد از این فیلم منتشر شد، هرچند امتیاز چندان بدی از مخاطبا نگرفت اما از طرف منتقدا، بازخوردای بعضا منفیای رو دریافت کرد.
اما نقطهعطف کار رو میشه حضور دو بازیگر سرشناس از مجموعه فیلمایی که براساس داستان مرد عنکبوتی ساخته شدن دونست. قرار گرفتن این سهنفر در کنار همدیگه، معاشرت بعضا کمدی و جالبی رو خلق میکنه و یهبار دیگه هم یادآور میشه که هنوز اقتباسی بهاندازهی نسخهی توبی مگوایر نتونسته ویژگیهای روانی شخصیت اسپایدرمن رو بهرخ بیننده بکشه.
سم ریمی بهعنوان سازندهی اولین اقتباس سینمایی از زندگی مرد عنکبوتی، کارنامهی پروپیمونی از کارای علمی تخیلی، اکشن، ترسناک و پاپکورنی داره.

نقد نسخهی پیتر هالند
بهعنوان یه کاری که جزء فیلمای برتر IMDb شده، بهسختی میشه محتواشو زیر سوال برد اما برای اینکه سوتفاهمی پیش نیاد، همین ابتدا به این موضوع اشاره میکنم که این نقد، صرفا یه تحلیل محتوایی هست که ممکنه گزارههای اشتباه زیادی هم داشته باشه و بههیچعنوان بهمعنی بد بودن فیلم و توصیه به ندیدنش نیست. هر فیلمی میتونه بهنوبهی خودش پیغاما و محتوای خاصی داشته باشه و نقد کردن، چیزی شبیه به هضم خوراکی هست که در نتیجهی دیدن یه اثر، وارد حوزهی ناخودآگاه میشه.
هشدار: ادامهی این مطلب میتونه داستان فیلم رو لو بده.

نقطهعطف این داستان رو زمانی میدونم که توبی مگوایر وارد داستان میشه و ماندگارترین تصویر سینمایی از پیتر پارکر رو یادآور میشه. بهسختی میشه حس کرد که تفاوتی بین ویژگیها و ظاهر این بازیگر با اولین حضورش در نقش مرد عنکبوتی وجود داره و نکتهی تحسین برانگیز ماجرا اینه که ویژگیهای شخصیتی پیتر پارکر کلاسیک هم بهخوبی حفظ شده و بهشکلی شهودی میتونه درک کنه که همزادش در دنیایی که بهش سفر کرده، درگیر مشکله و نیاز به کمک داره.
در ادامه وقتی با نسخههای دیگهی پیتر پارکر با بازی تام هالند و اندرو گارفیلد روبهرو میشه هم درام زیبایی رو خلق میکنه و میشه حس کرد که بهمراتب از بقیهی نسخههای خودش شخصیت پختهتر و دوست داشتنیتری داره.
دنیای پیتر هالند (ترکیب پیتر پارکر و تام هالند) درگیر مشکلات و نیروهای عجیب و غریبیه که اونو مستعد میکنه تا تحتتاثیر اتفاقات پیاپی قرار بگیره. بهعلاوه میشه حس کرد که بهتازگی داره پا به دنیای بزرگسالی میذاره و قراره باتوجه به اتمسفری که درونش هست، نوع متفاوتی از چالشهای رشد رو تجربه کنه. اینجا زمانی هست که پای دنیاهای موازی وسط میاد و پیتر هالند میتونه خودش رو در دنیاهای موازی، مشاهده کرده. این نسخههای دیگه با حضور خودشون کمک میکنن تا تحول درونی پیتر هالند، با کیفیت خوبی صورت بگیره و در کنار کارای اکشن و ابرقهرمانی، درک پختهتری نسبت به مسائل تراژیکی که توی زندگی باهاشون روبهرو میشه، پیدا کنه.

این موضوعو میشه یکی از دلایل خاص و محبوب جلوه کردن این نسخه از مرد عنکبوتی دونست چراکه صرفا بهسراغ ایجاد یه فضای هیجانانگیز و اکشن نرفته و سعی نکرده مهارت سازندهها در خلق جلوههای ویژه رو بهتصویر بکشه بلکه درام نسبتا خوبی رو خلق کرده که این روزا جاش توی کارای ابرقهرمانی، حسابی خالیه.
هیچچیز مثل یه درام خوب نمیتونه ارتباط بین مخاطب و شخصیتهای اصلی رو بهبود ببخشه و باعث بشه که حتی بعد از خوابیدن هیجان دیدن یه کار اکشن، دوباره به شخصیتهای داستان و ویژگیهاشون فکر کنه.
مرد عنکبوتی ازجمله شخصیتای محبوبی هست که هرسال یکی دو تا اثر نمایشی رو با الهام از داستانش تولید میکنن. ویژگی خاص این شخصیت رو میشه به نحوهی ورودش به دنیای ابرقهرمانا نسبت داد. پیتر پارکر تمایل خاصی نداشت که تبدیل به یه شخصیت مبارز بشه و حتی بعد از تحول، سعی کرد زندگی معمولی خودشو حفظ کنه. اون هرچقدر که در قالب مرد عنکبوتی، شخص تحسینبرانگیز و با اعتماد بهنفسیه، در قالب پیتر پارکر، عمدتا سرخورده و خجالتیه و نمیتونه حتی سادهترین خواستههای خودشو مطرح کنه. پیتر پارکر شخصیت چندان مغروری بهنظر نمیرسه و صرفا به سبک یه پسر دبیرستانی، سعی میکنه کاری که میدونه درسته رو انجام بده. اون مدام درمورد اینکه کار درست چیه، به چالش کشیده میشه و محرکش عموما شفقتی هست که نسبتبه عموم مردم احساس میکنه. برای محافظت از دیگران، جون خودشو به خطر میندازه و سعی میکنه قدردان کسایی باشه که ازش حمایت میکنن.

با این وجود، اون لزوما دورهی بلوغی هم نداره یعنی تصور نمیکنه که دنیا بدون خودش باید چجور پیش بره و چی میشه که شرارت، تولید میشه. این نشات گرفته از نوعی درک ناقصه که باعث میشه آدما بخوان همون ابرقهرمانی باشن که میتونه ثبات جامعه رو تضمین کنه. این درحالیه که شرارت لزوما منشا فراانسانی نداره و افرادی که بهعنوان شخصیت شرور یا مغز متفکر ایدههای شرورانه ظاهر میشن، حتی اگر متعلق به قلمروهای فرازمینی باشن، نشاتگرفته از ذهن یه موجود هوشمند، درست مثل آدما هستن.
جمعبندی
علوم تجربی و ریاضیات در دنیای ابرقهرمانا، میتونه پا رو فراتر از محدودیتهای بشر امروزی بذاره و عملا ژانر علمی تخیلی رو رقم بزنه اما مسائل مرتبط با علوم انسانی، همچنان نقش کمرنگی در این داستانها دارن و حتی به سادهترین مسائلی که دنیای روانشناسی تونسته بهش دست پیدا کنه، پرداخته نمیشه. شاید این چیزی هست که دنیای ابرقهرمانا بهش نیاز دارن تا بتونن دوباره هیجان دنبال کردن این شخصیتهای آیکانیک رو به فرهنگ عمومی، تزریق کنن.