برای دریافت ناتیفیکیشنهای مربوط به آخرین فیلمها و آپدیتهای جدید آنها، کافی است دسترسی به اطلاعیهها رو فعال کنی. اینطوری همیشه از جدیدترین تغییرات باخبر میمونی!

نقد و بررسی فیلم underworld: evolution 2006| دنیای مردگان: تکامل 2006
منتشر شده در تاریخ ۱۵ آبان ۱۴۰۴
0 بازدید
دنیای مردگان، فیلمی در ژانر اکشن، فانتزیه که به جنگ بین دو نژاد از موجودات افسانهای میپردازه. نکتهای که بیش از همه در جریان این فیلم، جلب توجه میکنه، ترکیب عناصر دنیای مدرن با اتمسفر دنیای گوتیک و کلاسیکه. تمام معماریها و ساختمانها و فضاهای شهری، به سبک کلاسیکه؛ در حالی که افراد این دنیا، از تواناییهای فرابشری برخوردارن و از ابزارهایی مثل تفنگ و کامپیوتر، در کنار سلاحهای سرد قدیمی استفاده میکنن تا بتونن اهداف خودشون رو به سرانجام برسونن.

جلوههای ویژه و اکشن کار، پیش از سبک بازیگری قرار گرفته و میتونه یه فیلم سرگرم کننده برای افرادی باشه که به دنیای افسانهای و نبرد گرگینهها و خونآشامها علاقه دارن.
هشدار: ادامهی این مطلب میتونه محتوای فیلم دنیای مردگان: تکامل رو لو بده.
توی این دنیا، قهرمانهایی هستن که خودشون رو باور ندارن و متوجه پتانسیلهایی که تواناییهای ویژهشون در اختیارشون قرار میده نیستن.
تواناییهایی که داریم، برامون عادی هستن چون اونا رو به صورت ناخودآگاه و تدریجی و طی یک بازهی زمانی طولانی به دست آوردیم، خیلی از ماها فکر میکنیم که این تواناییها، توسط دیگران هم به راحتی قابل دستیابیه.
با این وجود، هر فرد، صرفا قادر به کسب مهارتهای خاصیه و در جریان حل چالشها، افرادی با مهارتهای مختلف هستن که مکمل همدیگه قرار میگیرن.
در ابتدای این فیلم، ما پسر جوونی رو میبینیم که به رغم ظاهر سادهای که داره، از تواناییهایی فراتر از اطرافیانش برخورداره. این موضوع برمیگرده به دورگه بودنش و اونو تبدیل به سوژهای جالب توجه کرده.
دنیای زیرین یا دنیای مردگان، یه چندگانهی سینمایی هست که تا امروز، ۵ قسمتش منتشر شده. این فیلم در زمان خودش، با استقبال کمی رو به رو نشد و اولین قسمتش در سال ۲۰۰۳ به سینما اومد.
دنیای زیرین: تکامل، دومین قسمت از این مجموعه است. این فیلمو نمیشه جزو کارایی به حساب آورد که بازخورد چندان دندونگیری از طرف منتقدا گرفته باشه ولی شک نکنید وقتی که یه فیلم، از طرف بینندهها مورد استقبال قرار میگیره، یه احساس شدیدی رو درونشون داره زنده میکنه. این تکانه چه خوب باشه و چه بد، ارزش کشف کردن داره و ما رو با ناخودآگاه جمعی آشنا میکنه.
مثل خیلی از فیلمای چند بخشی، وقتی که ساخت قسمتای جدیدش تایید میشه، امکان خراب شدن و افت کیفیت وجود داره. سازنده با یک امید پیش میره چون میبینه که قسمت اول، مورد استقبال قرار گرفته و امید داره که بتونه توقع بینندهها رو برآورده کنه. دنیای زیرین، در قسمت اول خودش موفقتر بود و امتیاز قسمتهای بعدی، تا حدی کمتره.

اما مخاطبا این فیلمو به عنوان یه کار اکشن، فانتزی و ترسناک دوست دارن. البته چندان چیز ترسناکی نداره و حتی من که جرات دیدن فیلمای ترسناکو ندارم و ازشون فراریام، این فیلمو به راحتی دیدم و چیز چندان ناخوشآیندی نداشت.
چیزی که علاقه دارم بهش بپردازم ایدهی اصلی فیلم، یعنی علاقهی بشر به ور رفتن با ژنهاشه. بخش زیادی از دست ساختهها و علوم درون جوامعمون، با تکیه بر دستکاری ژنتیکی و بهبود عملکردش صورت میگیرن. هرچند که در واقعیت، خبری از خونآشاما یا گرگینهها نیست اما همیشه سودای جاودانگی رو داریم. میشه حدس زد که فیلمایی با موضوع گرگینه و خونآشاما یا بقیهی موجوداتی که نتیجهی تکامل ژن بشر هستن، با الهام از همین خواسته ساخته شده.
توی این فیلم، موجودات تکامل یافته پیر نمیشن، بیماریهای جسمی رو تجربه نمیکنن و در مقابل ضربات فیزیکی هم از مقاومت زیادی برخوردارن و میتونن به سرعت، خودشون رو ترمیم کنن.
این قدرتهای خداگونه، واقعا باعث میشه تا بعضی از شخصیتها به فکر حکومت و پادشاهی بیوفتن و اخلاقیات زیادی رو برای رسیدن به خواستهشون زیر پا بذارن.
نقش اول و محبوبترین شخصیت این فیلم، سلین هست که نه فقط مبارز خوشظاهریه بلکه کاریزمای خودشو هم داره. اون در عین مبارزه با تاریکی و شرارت، به جون دیگران هم اهمیت میده و کم کم تبدیل به نوعی ارتش تک نفره میشه. اون بدون ادعاهای فمنیستی و تحقیر کردن بقیه، یه شخصیت زن محبوبه و تصویر اصلی این پنجگانهی فانتزیه.
خون، یه عنصر بسیار پررنگ و رایج در این مجموعه فیلمه و تصویری از استعدادها و تواناییهای یک موجود و مسیری هست که برای تبدیل شدن به یه موجود فرابشری، طی میکنه. خاطرات، از طریق ارتباط گرفتن با خون، از ذهن موجود استخراج میشه یا تغذیه از خون یک موجود قدرتمند، گاها باعث ارتقای مصرف کننده میشه.
در جریان این فیلم، در مورد اندیشههای فاشیستی صحبت نمیشه اما الگوهای رفتاری و اخلاقیات اغلب شخصیتا، شبیه فاشیستاست و این موضوع، حتی در مورد سلین هم صدق میکنه.
دنیای این موجودات تکامل یافته، در ارتباط با هم پیش رفته و چیزهای زیادی رو از دانش و تلاشهای همدیگه غصب کردن یا به ارث بردن، اما باز هم دست از کشتار همدیگه برنمیدارن و دنبال تبدیل شدن به نیروی غالب هستن.
طنز ماجرا اینجاست که مردی که خودشو پدر برخی از این موجودات باستانی میدونه، حتی وقتی که میبینه یکی از فرزندانش شروع کرده به کشتار و دنبال انتقامجویی و خداگونه شدن هست هم در مورد مقابله با فرزندش اقدام جدی نمیکنه و به راحتی خطاب به سلین میگه من بچهی خودمو نمیکشم.
این باورهای گروه زده اینقدر قوی هست که موضع فرد رو تا حد وقوع یه ماجرای پدرکشی پایین میاره.
جمعبندی
تعصب خونی یا گروهزدگی، توی اغلب فرهنگا و داستاناشون دیده میشه اما فکر نمیکنم هیچ جا به اندازهی ادبیات غرب، به چنین افرادی حق بده و درموردشون یه داستان دراماتیک رو درست کنه. فکر میکنم که این یکی از نقاط ضعف این فیلمه که گرههای داستانیش رو سطحی و کاریزمای بسیاری از شخصیتهای کلیدی رو پایین آورده.
شخصیتها با انگیزهها و اهدافشون، تا حد زیادی مورد قضاوت قرار میگیرن و این دو موضوع، جزو اولیهترین پارامترهایی هستن که میشه براساسش تعیین کرد که یک موجود، تا چه اندازه به بلوغ روانی رسیده.