
معرفی و بررسی انیمهی بادشکن| Wind Breaker
منتشر شده در تاریخ ۲۲ بهمن ۱۴۰۴
انیمه ی سریالی بادکشن، که معادل فارسی نه چندان طوفانی و هنری ای داره، یه کار اکشنه. موضوع انیمه هم خیلی بده چون هم شخصیت اصلی به شکل اغراق آمیزی طراحی شده و هم موضوع داستان، سطحی نگرانه است. شما فکر کنید یه شهر مدرن، هنوز درگیر حفظ امنیتش از دست افرادیه که دعوای خیابونی راه میندازن و اینهمه آدم نتونستن یه سیستم قانونی و امن برای مهار این وضعیت پیدا کنن. فقط یه ذهن که به بلوغ عاطفی نرسیده میتونه همچین داستانی رو خلق کنه.

شخصیت اصلی به جای اینکه پیچیدگی های روانی یک انسان رو نشون بده، تبدیل به آواتار اغراق شده. وقتی نویسنده نتونه پیچیدگی های روابط انسانی، قانون و اخلاق رو درک کنه، نتیجه اش میشه دنیایی پر از خشونت بی دلیل.
این اولین بار هم نیست که داستان های آسیای شرقی اینقدر موضوع قلدری رو بولد کردن و با ایده های سطحی نگرانه ای بهش پرداختن. انگار توی ذهن شهروند آسیاسی شرقی، چیزی به اسم تعامل اجتماعی برای ساختن قانون و امنیت وجود نداره و با ایده های غیرمنطقی و بچه گانه، سعی میکنن با قلدری مبارزه کنن.
در بسیاری از انیمه ها بخصوص در ژانر مدرسه ای یا اکشن، قلدری نه فقط موضوع داستانه بلکه گاهی تبدیل به ابزار حل مسئله میشه. این کارها به جای نمایش ساختارهای اجتماعی، گفت و گو، شخصیت هایی رو نشون میدن که با مشت و خشونت، حق رو به دست میارن.
شخصیت اصلی و دیالوگ هاش منزجر کننده ترین بخش داستانه. انگار قشنگ تازه از جنگل در اومده و با واکنش های احمقانه، سعی میکنه تا شخصیت پاک و معصومی رو نشون بده. این مدل شخصیت، بیشتر شبیه یه کلیشه ی کودکانه است و نمیتونه تبدیل به یک قهرمان قابل باور بشه.
باید اعتراف کنم که حین دیدن این انیمه، خیلی خجالت کشیدم. مثل اینه که داستان دخترونه ای بسازی که با زیبایی و ظاهر و مهارتشون در آرایشگری، بیان با هم رقابت کنن و بخوان در خلالش چندتا درس زندگی هم بدن. یه طرف میشن آرایشگرهای با وجدان و مهربون و خواهرانه و یه طرف هم میشن گروه آرایشگرهای شرور و فاسد و حیله گر.

ولی ماهیت اصلی داستان، لذت بردن از رقابت و آرایشگری میشه نه چیز دیگه. چون هدف جهانسازی، از اول همین بوده. رفع کسالت به کمک درست کردن رقابت افراطی.
توی داستان بادشکن هم حس کسالت، با خلاقیت به خرج دادن در دعوا و مبارزه برطرف میشه و نبرد خیر و شر، به شکلی کم عمق و ناکارآمد وارد داستان شده. این یعنی اینکه تاثیر نهایی داستان، به طور میانگین، میتونه منفی باشه و بیشتر از صلح طلبی، میل به رقابت بیمارگونه رو تقویت کنه.
در این حالت، نبرد خیر و شر فقط یک پوسته است و بیشتر برای تزئین رقابت ساخته شده. بادشکن مثل خیلی از انیمه های اکشن، بیشتر یک ماشین تولید رقابته تا یک روایت اخلاقی و این یعنی تاثیر نهاییش میونه منفی باشه و میل به رقابت افراطی رو تقویت کنه، بدون اینکه واقعا چیزی از صلح یا همزیستی رو یاد بده.
به نظر میرسه که هیچ جا به اندازه ی آسیای شرقی، توی بحران معنا دادن به زندگی، منزوی نیستن. حداقل آثار نمایشی شون پر از الگوهایی هست که این دغدغه رو آشکار میکنه.

جوامع شرق آسیا مثل ژاپن، کره و چین، به شدت رقابتی هستن. این فشار باعث میشه آدم ها با احساس پوچی یا بی معنایی رو به رو بشن. در فرهنگ های کنفوسیوسی و شینتویی، بیان مستقیم احساسات کمتر پذیرفته شده و میتونه باعث بحران معنا به صورت منزویانه بشه. در این داستان ها شخصیت ها عمدتا درگیر تنهایی وجودی هستن و داستان ها به جای ارائه ی راه حل، بیشتر بحران معنا رو آشکار میکنن. رقابت یا خشونت اغلب به عنوان راهی برای پر کردن خلاء معنا وارد روایت میشن و حتی در کارهای عاشقانه یا خانوادگی، یک لایه ی پنهان از بی معنایی و اضطراب وجود داره.
جمع بندی
حالا بعضی از داستان ها مثل بادکشن، جای اینکه بیاد مفهوم رقابت رو زیر سوال ببره، به سبک روانشناسی زرد و برندهای موفقیت و رشد شخصی، درمورد این حرف میزنن که چطور میشه از رقابت بیمارگونه ای که توی جامعه وجود داره، استفاده ی خوبی کرد و باهاش کنار اومد. با یک سیستم بیمارگونه اصلا نباید کنار اومد و ایده ای برای حل شدن درونش خلق کرد چون این کار فقط به اون سیستم بیمارگونه قدرت میده.
این انیمه بازخوردهای بسیار متناقضی دریافت کرده. بعضی ها اون رو سرگرم کننده و خوش ساخت میدونن درحالی که بقیه اون رو سطحی، اغراق آمیز و فاقد منطق روایی توصیف کردن.
خیلی از طرفدارها، بخصوص در سایت هایی مثل انیمه لیست و IMDb از کیفیت بالای انیمیشن، طراحی مبارزات و کارگردانی صحنه های اکشن تمجید کردن. بعضی از بیننده ها گفتن که این انیمه، نسخه ی بهتر و خوش ریتم تری از انیمه هایی مثل Tokyo Revengers هست و از شخصیت هایی استفاده کرده که پتانسیل رشد دارن و فضای گروهی پرتنشی رو به تصویر کشیده.
اما منتقدها به این موضوع اشاره کردن که جهان داستان باورپذیر نیست و چطور ممکنه یک شهر مدرن هنوز با دعواهای خیابونی کنترل نشده دست و پنجه نرم کنه؟
بعضی از مخاطبا هم گفتن که دیالوگ ها سطحی، تکراری و گاهی حتی خنده دار هستن، بخصوص وقتی قراره لحنی جدی یا احساسی داشته باشن.
همچنین به این موضوع اشاره شده که انیمه گاهی به سمت فضای شبه بی ال یا Boy's Love میره بدون اینکه عمق خاصی بگیره یا صداقت روایی داشته باشه و این کار بیشتر برای جذب مخاطب نوجوان انجام شده.
جمع بندی
امتیازهای این سریال، متوسط تا خوب هست. در سایت IMDb امتیاز 7.8 از 10 رو داره و امتیازش در بقیه ی مراجع هم تقریبا در همین حدوده که با توجه به محتواش، اتفاقا امتیاز خیلی خوبی هست.
تا زمان تحریر این مطلب، فقط یک فصل از این انیمه منتشر شده که شامل 13 قسمت هست. فصل دوم هنوز به صورت رسمی پخش نشده اما در برنامه ی تولید هست.