
نقد و بررسی فیلم Ditto 2022| همدردی
منتشر شده در تاریخ ۲۸ مهر ۱۴۰۴
اگر به عاشقانههای کرهای علاقه دارید، همدردی ممکنه از اون فیلمایی باشه که تا الان نادیده گرفتید. با وجود گذشت سه سال از انتشار این فیلم، صرفا از طرف 887 نفر در سایت IMDb بازخورد گرفته که مقدار بسیار کمیه و نشون دهندهی فیلمیه که اصلا تبلیغ نشده و همه از کنارش گذشتن. با اینوجود، کار جالبیه و بازیهای خوبی رو میشه درونش دید.

داستان با گره خوردن به یک اتفاق غیر این جهانی و ماوراطبیعی، چالش خودشو درست میکنه اما بقیهی پدیدهها خیلی نرمال و شبیه زندگی روزمره هستن. داستان آدمهایی که در سنین جوانی عاشق میشن و براشون دشواره که احساسات خودشون رو مدیریت کنن و نیاز به یه همصحبت دارن.
هشدار: ادامهی این مطلب میتونه داستان فیلم رو لو بده.
ناخوشآیندترین بخش این سناریو رو فکر میکنم بشه نحوهی پایان بندیش دونست. ایدهی ماوراطبیعی بهکار رفته در این داستان رو میشد تبدیل به یه جور آزمون ذهنی کرد که به فرد کمک میکنه تا تردیدهای خودش رو کنار بذاره و درمورد عشقش، مصممتر پیش بره نهاینکه با یه احتمال غیر قابل اعتماد درمورد اینکه اگر من با فلان دختر ازدواج کنم ممکنه فلان بچه متولد نشه، قید فردی که دوستش داره رو بزنه و اهمیتی به قول و قرارای بینشون نده.
درواقع نویسنده انگار که بیشتر اصرار داشته یه جور فداکاری و تراژدی رو رقم بزنه که باعث بشه یه دختر، برای خودش ارزش قائل بشه یا فکر کنه که بودنش چقدر مهمه. تاثیری که این سناریو ایجاد میکنه، بیشتر باعث میشه تا آدم با اتفاقاتی که پشت سر گذاشته و پیامد تصمیمهایی که حتی مشخص نیست درستن یا غلط، بسازه و با خودش بگه همهی این اتفاقات لازم بود تا به شرایط فعلی برسم. بااینکه شما اصلا نمیدونید چند احتمال وجود داشت که با طی کردنشون میشد زندگی بهتری نسبتبه امروز داشت. کنار اومدن با هر وضعیت و تقدیری، نمیتونه بهعنوان نوعی مهارت روانی یا نشانهای از بلوغ فکری تلقی بشه بلکه همین کنار اومدن با هر چیزی هست که میتونه رفتهرفته، مشکلات بیشتری رو برامون ایجاد کنه و باعث بشه که چیزای بیشتری رو از دست بدیم.

ارزش عشقی که توی این داستان میبینیم میتونه خیلی بیشتر از تولید مثلی باشه که بعدش ممکنه صورت بگیره چون ازدواج، لزوما با بهانهی بچهدار شدن صورت نمیگیره. مخصوصا درمورد شخصیتهای اصلی این داستان که همدیگه رو دوست دارن. با اینوجود، پسره با خودش میگه اگه الان از عشقم نگذرم، این دختر مهربونی که باهاش حرف میزنم و از آینده است، ممکنه هرگز متولد نشه.
یعنی واقعا اخلاقیه بهخاطر یه فرض و احتمال، خودتو از رابطهای محروم کنی که دوطرفه است و میشه درونش عشق زیادی رو تجربه کرد؟
در یک داستان رمانتیک، خیلی مهمه که شما جواب روشنی به انگیزههای عاشقانه و اهداف عاشقانهای که شخصیت اصلی دنبال میکنه بدید. کیفیت چنین داستانی، با میزان حس شعف و غبطهای که درون بیننده ایجاد میکنه سنجیده میشه یعنی ما با خودمون فکر میکنیم که آیا دوست داریم جای شخصیتهای این داستان باشیم و با چنین کیفیتی، عشق رو تجربه کنیم؟

انگیزهی پسر داستان، آشکار میشه اما چندان بهنجار و منطقی جلوه نمیکنه و بیشتر این حسو میده که دوست داره از رابطهی خودش فرار کنه یا بهخاطر مشکلات اقتصادی و سردرگمیهایی که درمورد آیندهاش داره، ترجیح میده که مسئولیت رابطه رو بهعهده نگیره و برای اینکه در این مورد، حس سرخوردگی و ضعیف بودن پیدا نکنه، دختری که از آینده باهاش تماس گرفته رو بهونه میکنه.
جمعبندی
این داستان عاشقانه، رویکردهای چندان جالب و منطقی و قابل قبولی درمورد عشق نداره و فکر میکنم این پایانبندی، بهنوبهی خودش تونسته روی بازخورد منتقدا هم تاثیر بذاره چون به هیچعنوان قانع کننده نیست و بیشتر، تصویری از نوعی سرخوردگی و یک تراژدیه که میشد بهراحتی ازش اجتناب کرد. همچنین جوابهای روشنی درمقابل رنجی که پسر داستان تجربه میکنه ارائه نمیشه.